کارگاه دانش افزایی
آشنایی با فنون ترجمه
شناسنامه
اهداف برگزاری کارگاه
.۱ ارتقای سطح علمی – پژوهشی طلاب
.۲ آشنایی طلاب با فنون ترجمه
.۳ بکارگیری علمی فنون ترجمه
اهم اقدامات انجام شده
.۱ رایزنی با گروه مطالعات اسلامی به زبان عربی در خصوص عنوان کارگاه
.۲ هماهنگی جهت برگزاری به موقع کارگاه
.۳ اطلاع رسانی به طلاب عرب زبان و متقاضیان شرکت در این دوره
.۴ هماهنگی مکان برگزاری کارگاه
.۵ تایید متن کارگاه از استاد و درج آن در گزارش
شماره: ۵
عنوان: آشنایی با فنون ترجمه
استاد: جناب آقای مصطفی مدبری
مکان: اتاق جلسات
۴۹/۲۱/ تاریخ برگزاری: ۵
تعداد جلسات: ۱جلسه
مدت زمان: ۹ساعت
تعداد شرکت کنندگان: ۲۵ نفر
گروه همکار: گروه علمی – تربیتی علوم قرآن و حدیث
مدعوین: طلاب کارشناسی و ارشد رشته علوم قرآن

گزینه مورد نظر خود را در زیر انتخاب نمایید:

 

صفحه آرایی و ویراستاری  هزینه تایپ تحلیل آماری
ترجمه مشاوره مقاله و پایان نامه سفارش منابع علمی

 

 

شریف فایل توانسته است با کیفیت وقیمت هایی بی نظیر در بخش تایپ – ترجمة عملي- ویراستاری و صفحه آرایی کتاب – تبدیل پایان نامه به کتاب به عنوان مرکز توجه دانشجویان قرارگیرد

متن کارگاه
معنای لغوی و اصطلاحی
کلمه ترجمه در اصل ترجَمَة بر وزن فَعْلَلَه میباشد.
در زبان عربی به کسی که ترجمه میکند: تَرجُمان یا تَرجَمان میگویند؛ اینکه این کلمه عربی باشد
کمی سخت به نظر میرسد.
به همین علت به ترجمهکننده؛ ترجَمان یا ترجُمان )بر وزن فعللان( گفتند. در زبان عربی اسم فاعل بر
نداریم و این وزن، نادر و غیرمعروف است لهذا کلمه عربی نیست. » فعللان « وزن
بسیاری از اوقات وقتی کلمهی اجنبی وارد زبان عربی شود در قالب رباعی مجرد برده میشود تا عربی
شود.
رباعی مجرد؛ ساختاری است برای کلمات اجنبی، یعنی تعریب؛ عربیسازی واژگان غیرعربی
مثال: برنامه )رباعی مجرد( بَرْمَجَ- یُبَرمِجُ- بَرمَجةً )فَعْلَلَ، یُفَعلِلُ، فَعْلَلَة: در زبان عربی فصیح(
جالبتر اینکه در زبان عامیِانه هم اینگونه تعریب میکنند.
مثال: پنچرگیری کرد: پَنْچَرَ- یُپَنْچِرُ: یعنی کلمهی پنچر فارسی در عراق استعمال میشود و به وزن
رباعی مجرد میبرند و از کلمه فعل میسازند.
هم اینگونه میباشد که به باب رباعی مجرد بردند و کلمه عربی ساختند. » ترجمه « کلمه
مثال: تَلْفَزَ- یُتَلفِزُ- تَلفزَةً )تِلفاز(؛ مُقابلةٌ مُتَلْفَزَة: مصاحبه تلویزیونی. در اصل تلفاز از تلویزیون گرفته
شد.
بنابراین کلمه ترجمه هم اینگونه است )بر وزن فَعْلَلَ(
در لغتنامه دهخدا آمده است که تَرزبان ریشه ترجمان است که تعریب شده، تَرجُمان
یعنی بیشتر، اضافهتر. » تر « پسوند
تَرزبان یعنی یک زبان اضافهتر بلد باشد و برای ترجمه باید به زبان مبدأ و زبان مقصد مسلط باشد
)زبان مبدأ: یعنی زبان متنی که داریم. زبان مقصد: یعنی زبان متنی که قرار است تحویل دهیم(
یعنی یک زبان بیشتر بلد است. » ترزبان « لهذا به کسی که به دو زبان تسلط داشته باشد، میگویند
پس تَرجَم )ماضی(، یُترجم )مضارع(، ترجمةً )مصدر(: فَعلَ لَ- یُفعلِلُ- فَعلَلَةً
-۲ ترجمه:
ازلحاظ لفظی: یعنی از یک زبان به زبان دیگر، جملهای را انتقال دهیم.
ازلحاظ اصطلاحی به سه معنا رایج است:
-۲ به معنای تفسیر به کار میبرند یعنی برداشت ما از کلام گوینده.
-۱ اصوات شخصی یک نفر میباشد )زندگینامه( )کتب تراجم در رجال: احوالات شخصی و زندگینامه
میباشد چون میخواهند به ثقه بودن راوی پی ببرند(.
-۳ انتقال یک معنا از زبانی به زبان دیگر.
بنابراین فن ترجمه یعنی فنونی برای انتقال یک معنا از زبانی به زبان دیگر.
۱ – تاریخچه مختصری از ترجمه در دنیای اسلام:
۱ – ۲ . ترجمه از چه زمانی به وجود آمد؟
– قبل از علما و دانشمندان، اول کسانی که نیاز به ترجمه داشتند: تُجّار کشورها بودن )بازرگانان( که
ترجمه را بهصورت ابتدایی آموختند و برای برطرف کردن نیاز اقتصادی اهمیت داشت.
– سپس صُیّاح )جهانگردان( بودند: دایره لغات بیشتری داشتند؛ سفرهای زیارتی هم جزء جهانگردی
محسوب میشود.
– در جهان اسلام: اولین افرادی که نیاز به زبان داشتند: مبلّغان و تازهمسلمانان بودند.
مانند ۲- کسانی که پیامبر)ص( به کشورها و شهرهای مختلف میفرستاد، نیاز اولیهشان زبان آن منطقه
و کشور بود؛
-۱ سلمان فارسی که تازهمسلمان شده بود از ایران به مکه رفت، نیازمند بحث ترجمه بود.
-۲-۱ مبدأ ترجمه در دنیای اسلام:
از زمان پیغمبر اکرم آغاز شد؛ چه زمانی ترجمه به اوج میرسد؟
بعد از پیامبر)ص( ازلحاظ سیاسی سه خلیفه به قدرت رسیدند و حضرت علی خلیفه چهارم بود.
در زمان حضرت علی جنگ با معاویه بر سر قدرت بود که چه کسی خلیفه شود، نتیجهی جنگ این
شد که معاویه در شام یک حکومت تأسیس کند و حضرت علی هم در کوفه حکومت داشته باشد.
وقتی نوبت به امام حسن رسید، معاویه توانست بر ائمه) سیطره پیدا کند و تا امام دوازدهم خلافت
و حکومت دست ائمه نبود. معاویه به حکومت رسید، بعد از معاویه، یزید به خلافت رسید که جزء
امویها بودند.
بنیامیه به قدرت رسیدند. در حد نیاز، مبلغینی که میخواستند از معاویه تعریف کنند، نامههایی که
میخواستند بین کشورها ردوبدل کنند و تازه مسلمانانی که از روم و مناطق دیگر میآمدند، خصوصاً
اینکه این افراد با روم ارتباط محکمی داشتند و با پادشاهان بعدی ارتباط داشتند تا بتوانند امامان را
مسموم کنند و کارهای سیاسی خود را پیش ببرند.
رسیدیم به زمان ضعف امویها و روی کار آمدن عباسیان. ابوالعباس صفّاح اولین خلیفه عباسی، روی
کار آمد.
عباسیان با عربها نمیساختند چون اموی شده بودند و به ایران روی آوردند، به خاطر تضعیف عربها
و در مقابل عرب قرار گرفتن. به همین علت بسیاری از کارگزاران عباسی از فُرس و فارسیزبان بودند.
شروح ترجمه بهصورت گسترده در زمان عباسیان بود و اوج ترجمه زمانی بود که در حکومت عباسیان،
بیتالحکمه در بغداد تأسیس شد. به این برهه از تاریخ که بیتالحکمه تأسیس شد، ” نهضت ترجمه”
میگویند.
در نهضت ترجمه عباسیان دیدند که توان مقابله با علوم اهلبیت ندارند، گفتند چه علمی بیاوریم که هم
جدید باشد و هم اینکه اهلبیت به آن توجه نداشته باشند) یا بیان نکرده بودند یا مردم سؤال نپرسیدند(.
بنابراین علت نهضت ترجمه: رویارویی با مکتب اهلبیت بود.
۳ – علت به وجود آمدن فنی به نام ترجمه
از بیزانس )طب سنتی(، ریاضیات و نجوم، فلسفه یونانی، مباحث عرفانی و کتب ارسطو و… را وارد
دنیای اسلام کردند. به تعبیر تاریخ آمده: صدها عنوان کتاب در زمان نهضت ترجمه از یونانی به عربی
ترجمه شده است.
در نهضت ترجمه که عباسیان راه انداختند:
-۲ خودبهخود بسیاری از کلمات یونانی، رنگ و شکل عربی به خود گرفت و وارد زبان عربی شد.
-۱ چون عباسیان با ایرانیان ارتباط خوبی برقرار کردند تا بتوانند با اعراب مقابله کنند )بااینکه خودشان
عرب بودند( ولی با عربهای اموی مقابله میکردند تا به قدرت برسند.
در این تبادل باعث شد بسیاری از واژگان فارسی نیز وارد زبان عربی شود. البته تأثیر دوسویه بود
چون ایران هم شیفتهی قدرت عباسی بود. لهذا در این تبادل علوم که انجام دادند، صدها کتاب از زبان
یونانی به عربی ترجمه شد و ایرانیان هم تحت سیطره عباسیان در حال پیشرفت بودند. ناخودآگاه ایران
هم طلب کرد که این علوم را میخواهد.
این علوم از زبان عربی به زبان فارسی ترجمه شد )اصطلاحاً ترجمه به ترجمه میگویند: بدترین و
پرخطاترین نوع ترجمه است( چراکه یک علمی ترجمهشده و از ترجمه آن دوباره ترجمه شود.
بهعنوانمثال در تبادل کشورها، پادشاه ایران بخواهد با عباسیان تبادل داشته باشند، مترجم میخواهد،
حال این مترجم کوچکترین خطایی در ترجمه داشته باشد، باعث میشود معانی جابهجا شود. در تاریخ
ذکرشده، مواردی که جنگهایی بین کشورها رخداده دو کشور مذاکراتی داشتند در این مذاکرات دو
فرمانده، دو طرف نشستند، مترجم، مطلب را درست نرسانده و درخواست را تهدید بیان کرده سبب
شعلهور شدن جنگ مجدد شده و به علت ترجمه نادرست این جنگها رخداده است. بنابراین به
هراندازهای که در ترجمه خطا شود، همان اندازه ضرر خواهند رساند.
۳ – ۲ . فرق فن با علم
در علم، سر کلاس بهصورت تئوری مباحث را فرامیگیریم و نیاز به میدان عمل نداریم.
اما فن، مهارت است. مهارت نیازمند ممارست و تمرین در میدان عمل دارد مانند خیاطی
خیاط، ساعتها بهصورت تئوری، خیاطی را توضیح میدهد و حتی با چرخخیاطی، خیاطی کند، ما
خیاطی را یاد نمیگیریم و خیاط نمیشویم، چون خیاطی مهارت است و علم نیست.
پس با فن ترجمه، مترجم نمیشویم چراکه مانند خیاطی نیازمند ممارست و تمرین است زیرا فن ترجمه
علم نیست بلکه فن و مهارت است.
۳ – ۱ . فن ترجمه یعنی؟
فن در عربی یعنی مهارت، چرا فن که عربی است، اسم کتب فارسی قرار میدهند؟! در اسم کتب، این
قانون که از واژگان زبان مقصد در زبان مبدأ استفاده نشود، رعایت نشده است.
چرا نمیگویند مهارت ترجمه؟ و بدتر اینکه در برخی سایتها گفتند، مهارت فن ترجمه!!
چه نیازی داریم که یک سری اصول را در ترجمه کردن ارائه دهیم؟ مشکل اینجاست که ما در فن
ترجمه یک سری مثالهایی که مترجمان گذشته مرتکب خطا شدند را بیان میکنیم. یعنی فن ترجمه
پررنگ کردن خطاهای مترجمان گذشته است تا مرتکب خطا نشویم.
مثال: اِسناد اضافی )مضاف و مضافالیه( را بهصورت موصوف و صفتی ترجمه کرده و این خطا را باید
تذکر داد تا منتبه شود.
۹ – معرفی کتب معروف و وبسایتهای معتبر
الف- فن الترجمه: دکتر محمد عنانی، بحث در ترجمه عربی به انگلیسی است مثال لِنذهَب: Lets go
واژگان و اصطلاحات و اصول و قواعدی را در زبان عربی و انگلیسی بیان میکند.
خطاها را بیان میکند و مثال مطرح میکند که Lets go را اِذهب نگویید. اذهب امر به مخاطب است و
خود را شامل نمیشود اما Lets go لنذهب خود گوینده را نیز شامل میشود، بزن بریم.
نکته: کتبی که فن ترجمه را خواستند علمی کنند یعنی از حالت فن و مهارت به علم تبدیلش کنند،
فایدهای ندارد و کمکی به مترجم نمیکند چراکه با خواندن این کتب، هیچ ترجمهای نمیتوانند انجام
دهند. بنابراین فنون ترجمه علمی نیست چون فن ترجمه علم نیست.
ب- فن الترجمه بین العربیة و الانجلیزیه: عبدالمحسن اسماعیل، تصریح کرده که یک سری فنونی بین
زبان عربی و انگلیسی مطرح میکنیم. در دنیای عرب فن ترجمهای برای زبان فارسی وجود ندارد چراکه
ما به زبان عربی بیشتر نیاز داریم چون منبع کتب و متون وحیانی به زبان عربی میباشد. بنابراین
نیازمند به فن ترجمه عربی هستیم.
اگر ما علومی را طرح کنیم که در سطح عالی باشد، حتماً عربها نیز کتب فن ترجمه به زبان عربی را
تألیف میکنند.
ج- فن ترجمه، دکتر یحیی معروف )به زبان فارسی(: این کتاب منبع درسی دانشگاههای کشور است.
د- فن ترجمه دکتر ناظمیان و دکتر ابو حسین السعدی؛
ه- سایت مرکز التعلیم المفتوح )آموزش مجازی( لجامعة القاهره: در انگلیسی technical translation :
تکنیکهای ترجمه. بنابراین مهارت است نه علم؛
-۵ تقسیمات مختلف ترجمه
۵ – ۲ . تقسیم از حیث التزام به واژگان مبدأ
یعنی از حیث التزامی که میخواهیم واژه زبان مبدأ را به زبان مقصد برگردانیم.
-۲-۲-۵ . ترجمه واژه به واژه
هیچگونه التزامی به زبان مقصد ندارند یعنی این واژه و اصطلاح در زبان مقصد کاربرد دارد یا ندارد،
فصیح است یا خیر و… وجود ندارد: جاء الرجل الی النبی)ص(: آمد مردی بهسوی پیامبر )فعل آخر جمله
نیامده(
معایب:
-۲ فهمش سخت و دشوار است؛
-۱ گاهی منجر به خطای در فهم میشود و مطلوب را نمیرساند؛
مزیت:
جنبه آموزشی دارد و با واژگان آشنا میشویم.
کاربرد:
در متون آموزشی، متون رسمی و دولتی و اداری، متون دادگاهی کاربرد دارد )لفظ مقابل لفظ میآید(
درخور مترجم نیست و برای آموزش کلاس مناسب میباشد.
۱-۲-۵ . ترجمه روان
بین ترجمه واژه به واژه و ترجمه آزاد است. در عین التزام به واژگان مبدأ، روان بودن سخن در زبان
مقصد حفظ میشود و این روان بودن نیازمند مهارت نویسندگی است.
– در نیازمندی مترجم خواهد آمد که نویسنده بودن مترجم در زبان مقصد اهمیت دارد.
۳-۲-۵ . ترجمه آزاد
انتقال معنای برداشتشده از متن به زبان مقصد
– هیچگونه التزامی به اینکه واژگان مبدأ عیناً بخواهد ذکر شود، نیست؛
– تلخیصی: تعریف کردن فیلم یکساعته در ده دقیقه؛ عین کلمات و جملات فیلم بیان نمیشود بلکه
اتفاقات مطرح میشود؛
– تفسیری: سخنرانی علمای منبری، یک آیه را در یک ساعت تفسیر میکنند و توضیح میدهند.
پس در ترجمه آزاد، هیچ التزامی به انتقال واژگان مبدأ نیست.
اگر بخواهیم مترجم خوبی باشیم، بین این سه نوع؛ ترجمه آزاد مفید است، آنهم معنای برداشتشدهی
ما است از متن.
و اینکه در انتقال معنا چه اتفاقاتی رخ میدهد، در زبان مقصد، واژههایی که میآوریم مخاطب چه
برداشتی داشته باشد، همه اینها باعث تغییر در غرض گوینده میشود.
کتب موجود در بازار اکثراً به ترجمه روان است و ترجمه واژه به واژه هم کتب دروس حوزوی میباشد.
در همین تقسیمبندی میبینیم کار ترجمه بسیاری مشکل است و فکر بسیار میطلبد.
در بین مترجمین افرادی هستند که قائلاند هیچگاه ترجمه روان صد درصد نداریم، حداقل ۰۸ درصد
روان میتواند باشد.
کسی که بخواهد قرآن را بفهمد،باید زبان عربی )مبدأ( یاد بگیرد چون میخواهیم غرض گویند )خدا( را
بفهمیم.
بنابراین ترجمه باید در عین روان بودن، التزام به واژگان مبدأ داشته باشد.
۵ – ۱ . انواع ترجمه ازنظر نثر یا نظم بودن
۲-۱-۵ . نثر به نثر
کتب متداول ترجمهشده در بازار
۱-۱-۵ . نثر به شعر
مانند برخی ترجمههای قرآن، یا ترجمه مقاتل به شعر )به زبان عربی( که کار مشکلی است؛
در نثر بسیاری اوقات فضا، فضای آیات عذاب است. به شعر کشیدن آیات عذاب از شدت و عظمت
خدا میکاهد و اسلوب تغییر میکند. ترجمههای شعری چه آیات بهشت و چه آیات عذاب، حق مطلب
را نمیرساند.
– گاهی خلاف یک امر بلاغی در قرآن میآید و این موارد چگونه در شعر به تصویر کشیده میشود؟
مثال ۲: و لو کنت فظاً غلیظ القلب لانفضّوا مِن حولک: اگر تندخو و سختدل بودی از گرد تو پراکنده
) میشوند )آلعمران، ۲۵۴
تمام حروف ثقیل، توالی پیداکرده و شدت و سختی را منتقل میکند و در نظر ابتدایی خلاف بلاغت
است.
آیه میخواهد بگوید: اگر سخت و قسی بودی مردم به سمت تو نمیآمدند و خدا سختی را با حروف
سخت به تصویر کشیده است.
) مثال ۱: و علی اُممٍ ممّن معک…)هود، ۹۰
در نظر ابتدایی حروف قریب المخرج خلاف بلاغت است اما خدای متعال ۰ حرف شبیه به هم را پشت
سر هم آورده بدون تمثیل؛
۳-۱-۵ . شعر به نثر
در کلاس درس و کتب درسی انجام میشود. آسان است بهشرط آنکه تمامی آرایهها و نکات ادبی در
شعر، در نثر هم بیاید یا تذکر دهیم. مثل استاد که سجع حرف نمیزند ولی تذکر میدهد. مثلاً شاعر
تشبیه به اسد کرده )در زبان عربی( و در عربی اسد نماد شجاعت است و استاد لزوماً نباید در جمله
بگوید بلکه مفاهیم ابتدایی را توضیح میدهد و نکات را ذکر میکند.
۹-۱- . شعر به شعر
بسیار سخت بلکه محال میباشد. کربلا لازلتِ )در ترجمه نیامده( کربٍ و بلا: کربلا ای جای اندوه و
بلا
– مگر اینکه ترجمه شعر به شعر را تجربه آزاد بدانیم و امکان ندارد و اینکه سجع و صنایع ادبی را
نمیتوان انتقال داد و نمیشود تا آخر شعر رعایت کرد. حتی اگر مفهوم کلی قابلانتقال باشد.
جلسه دوم
۵ – ۳ . تقسیم ترجمه از جهت انواع متن
۲-۳-۵ . متن ادبی
متون ادبی از آرایههای ادبی پر است. در متن ادبی نمیخواهیم مفهوم کلی از متن به ما برسد. کسی
که ادبی نوشت توانایی عادی نوشتن را داشته اما غرض ادبی نوشتن را داشته، پس باید این غرض
منتقل شود. مسجع بودن در زبان مقصد باید لحاظ شود.
بهعبارتدیگر در ترجمه ادبی، فرض کنید نویسندهی متن مبدأ قرار بود در زبان مقصد قلم بزند، چگونه
قلم میزد؟
کسی که در یک صفحه چندین تشبیه و کنایه و سجع آورده است، همچنین فردی اگر قرار بود در زبان
مقصد قلم بزند نیز همینگونه قلم میزد.
۱-۳-۵ . متن علمی
متون تخصصی مانند:کشاورزی، طب، انرژی هستهای. تأکسد الحدید و هذه مضادة للأکسده.
مضادة للأکسده: ضد اکسید شدن نیست! بلکه معنای صحیح و اصطلاحی کلمه آنتیاکسیدان میباشد.
بنابراین تا این کلمه را در زبان مقصد نشناسیم نمیتوانیم ترجمه کنیم.
– ترجمه را با فهم مطلب اشتباه نگیریم، برای ترجمه صحیح سه راه داریم: ۲- فهم مطلب؛ ۱- چگونگی
انتقال مطلب؛ ۳- آشنایی با زبان مقصد
مثال: تخلیق عملٍ یخضوری: فتوسنتز
تخلیق؛ اصطلاحی گیاهشناسی است. بنابراین ترجمه تحتاللفظی نابجایی است.
اگرچه کلمه فتوسنتز، کلمه اجنبی است اما کلمهای است که میان اهل علم جاافتاده است و در زبان
فارسی معادلسازی شده است.
و بعد از گذشتن چندین سال » بالگرد « مثال: هلیکوپتر: ابتدا چرخبال گفتند، سپس تغییر دادند به
پذیرفته شد. » بالگرد «
مثال: وقتی موبایل وارد دنیای عرب شد، هر یک از کشورهای مختلف، کلمهای را استعمال کردند.
سعودیها گفتند؛ نقّال؛ مصر: خِلیَوی؛ عراق: محمول یا جوّال؛ سوریها: جوّال یا خِلیوی
میان تمام کشورها جا افتاد و استعمال میشود، چراکه مترجمین بر » جوّال « سپس بهمرورزمان کلمه
اساس فکر خودشان، کلمهای ساختند و با گذشت زمانی، جوال یکپارچه استعمال شد.
نکته: وظیفه فرهنگستان: معادلسازی و حفظ زبان از تغییر و پیرایهسازی زبان
یعنی فرهنگستان زبان فارسی را پیرایهسازی میکند، اگر واژگان جدید باشد، معادلسازی میکند،
سپس زبان را از تغییر حفظ میکند. مانند همین وظایف را سالهای قبل از فرهنگستان، الأزهر انجام
میداد.
الازهر دانشگاهی بود که مجمع اللغه العربیة بقاهره را تأسیس کرد
وظیفهاش این است که سالیانه مقالاتی چاپ میکند و بهصورت بهروز، معاجم را بازنگری میکند.
– تاریخ معجم، بسیار مهم است، زیرا تاریخ چاپ هرچه برای سالهای دورتر باشد ارزانتر است و
معجم چاپ جدید گرانتر است به دلیل بازنگری مجدد، به همین علت بهتر است معجم چاپ جدید
خریداری شود.
مثال: المعجم الوسیط: اصطلاحی که در معاجم وجود دارد. )مَج(: یعنی أقر مجمع اللغه العربیة بان هذه
الکلمة، کلمة عربیة
یا أقر )قر( اقرار کرد: در معجم عربی دیگر اینگونه میآید.
مثال: مارستان، بیمارستان در فارسی بود که ب میافتد؛ میشود مارستان، سپس در معجم مینویسند:
مارستان )مَع: مُعرب( و مج: پذیرفته است و بهعنوان کلمه عربی موردپذیرش میباشد.
مثال: طست )طشت(: همان طشت در فارسی است که در معجم آمده است.
پس کلمهای که میخواهیم بیاوریم: ۲- باید مجمع )فرهنگستان( به کلمه اقرار کرده باشد؛ ۱- کلمه
متداول شده باشد.
فرق بین معرب و مجمع )مج و مع( ما الفرق بینهما:
معرب: یعنی این کلمه ریشهاش عربی نیست و اجنبی است، یعنی لزوماً کلمه از زبان اجنبی گرفتهشده
و وارد زبان عربی شده است )کلمه معربة( اما در مَج )مجمع(: کلمه عربی است و ریشه عربی دارد اما
اینکه در ۵ معنا استفادهشده باشد را مجمع به آن اقرار میکند.
یعنی وقتی میگوید: اقرَ مَجْمَع اللغة العربیة یعنی مجمع به صحت این کلمه و استفاده این کلمه در این
معنا اقرار کرده است.
مثال: صمَّ: در معاجم ۱۸۸ سال پیش نوشتهشده: عَزَمَ- قَرَّ رَ
و مجمع اللغة العربیة معانی دیگر را اضافه کرده است:مصمم الأزیاء: طراح لباس
صمم کلمهی عربی است فقط مجمع یک معنای دیگری هم اضافه میکند: من یقوم بهندسة البیت أو
یقوم باعطا صورة و هیئة للبیت
۳-۳-۵ . متن دینی
اهمیت متون دینی از حیث انتساب این کلام به خدا یا فرستادگان خداست.
متون دینی بسیار حساس است، چراکه میخواهیم یک جمله را به خدا یا فرستادگانش نسبت دهیم، اگر
در نسبت دادن ذرهای خطا کنیم، باید پاسخگو باشیم.
مثال ۲: در مورد حضرت یونس آمده است: و ظن ان لن نقدر علیه
یک سخنران این آیه را اینگونه ترجمه کرد: گمان کرد که هرگز توانایی ندارد!
حال اگر یک فرد عادی بگوید: من احساس میکنم خدا توانایی ندارد مرا از بلیات حفظ کند، آیا ا و را
مسلمان میدانیم!
پس چگونه این نسبت را به یونس پیغمبر میدهیم؟! یعنی خدا میخواهد بگوید این فکر در ذهن حضرت
یونس آمد؟!
پیغمبری که برای هدایت بشر آمده است.
درواقع قَدَر دو معنی دارد: ۲- توانایی؛ ۱- سخت گرفتن )ضیق(
و ظن ان لن نقدر علیه: فکر کرد اگر از میان قوم خودش برود ما بر او سخت نمیگیریم.
یونس در قدت الهی شک نکرد بلکه فکر کرد کاری که انجام میدهد درست است، گمان کرد بعد
سالها تبلیغ دین، اگر از میان قوم خودش برود، کار صحیحی انجام داده است و خدا بر او سخت
نمیگیرد.
در تشخیص خود خطا کرد نه در قدرت و توانایی خدای متعال. بنابراین ترجمه متون دینی حساس و
دقیق است.
مثال ۱: شاةً مَصلیةً: کسی که برای پیغمبر گوشت گوسفند آورد و حضرت را مسموم کرد.
شاة مصلیة: این کلمه را بزغاله بریان ترجمه کردند، درحالیکه شاة معنای بزغاله نمیدهد.
یا میگویند پیغمبر دست معز را میخوردند و معز را گوسفند ترجمه کردند درحالیکه پیامبر گوشت
گوسفند اعتنایی نداشتند اگر بخواهیم چیزی را بهعنوان نسبت انتقال دهیم به این نکات باید توجه داشته
باشیم چراکه میل پیامبر به گوشت بز بیشتر از گوشت گوسفند بوده است.
مثال ۳ ما نَنْسَخ من آیة أو ننسها نات بخیر منها أو مثلها
ننسخ: )فعل شرط(- نأتِ )جواب شرط( مجزوم )جزم به حذف حرف عله(
نافیه: ما نسخ نمیکنیم یا نسخ نکردیم: معنای آیه و غرض خدا تغییر میکند.
شرطیه: به خاطر نأتِ: نأتی بوده و جواب شرط است )معلق میکنیم شرط را بر جزا هر جا نسخی بود،
اتیان جدیدی بوده است(
آنچه نسخ میکنیم از نشانهای یا به دست فراموشی بسپاریم، بهتر از آن یا مثل آن را میآوریم.
– در کتب نحوی: منفی کردن افعال اینگونه آمده است:
لا+ مضارع؛ ما+ ماضی: درحالیکه ۴۸ درصد روایات برعکس این ترتیب میباشد.
نکته: ترجمه برخی قرآنهای موجود، پرخطاترین ترجمه موجود در قرآن کریم است هم از حیث اصطلاح
هم از حیث واژگان.
مثال: کالفراش المبثوث: یعنی پروانههای پراکنده
ترجمه کردند به ملخهای پراکنده! دکتر یحیی معروف اشکال گرفته به این جمله میگوید: ایشان غرض
خدا را تغییر داده است، ملخها در پروازها، دستهجمعی حرکت میکنند و پراکنده نمیشوند، برعکس
پروانهها که در باغ گل پراکنده پرواز میکنند و دستهجمعی حرکت نمیکنند.
تشبیه خدا از حیث پراکنده بودنشان است: کالفراش المبثوث: هرکسی یکجایی میرود آنها هم
اینگونه میشوند، بنابراین:
اولاً: تشبیه به ملخ نقض غرض خداست؛ ثانیاً: معنای فراش، ملخ نیست.
– ترجمه آقای مکارم: ترجمه خوب و مناسبی است چون یک فقیه ترجمه کرده است، لهذا تفسیر نمونه،
کمخطاترین تفاسیر موجود است از حیث ادبی، هم تحفظ بر واژگان شده هم روانی جمله تا جایی که
امکانی داشته رعایت شده است و در مقدمه هم بیان کردند وقتی بین روان بودن جملات و التزام به
واژگان گیر افتادیم، التزام به واژگان را ترجیح دادیم، چراکه تحفظ بر اصل، مهم است.
– ترجمه آقای فولادوند نیز ترجمه خوبی است.
چرا خطای در ترجمه رخ میدهد؟ چون اعتماد بر حافظه داشتند، آقای اراکی میگفتند: هیچگاه مسئله
بدون رساله نگویید.
) مثال ۹: و من یهن اللهُ فماله من مُکرِمٍ )حج، ۲۰
برخی از مترجمین به اِعراب هم توجه نکردند و بیان کردند: هر کس که خدا را خوار کند، هیچکس او
را اکرام نخواهد کرد!
یعنی اگر کسی به خدا اهانت کند، هیچکس او را دوست ندارد، پس در غرب که قرآن را پاره کردند
چرا افراد زیادی محب و مطیع این اشخاص هستند؟ و این ترجمه چه میشود؟
درواقع ترجمه صحیح این میشود که اگر خدا کسی را خوار کند، دیگر هر کس به او احترام بگذارد
فایدهای ندارد.
یعنی خدانخواسته کسی را خوار کند و اگر خدا کسی را خوار کند، فرزند آن شخص هم به او نگاه
نمیکند.
) مثال ۵: ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن وداً )مریم، ۴۹
اینگونه ترجمه کردند که هر کس ایمان بیاورد و عمل صالح انجام دهد، خدا محبتش را در دل مردم
قرار میدهد!
ما در ترجمه قرآن ناگزیر هستیم که به تفسیر هم عنایتی داشته باشیم چون گاهی لفظ اصلاً مشخص
نمیشود.
سیجعل: فاعل خداست، خدا قرار نمیدهد؛ لهم: برای آنان که عمل صالح انجام دادند؛ وداً: ود و محبت
حال: محبت خودش را دل آنها قرار میدهد؟ محبت آنها را در دل خودش قرار
میدهد؟
محبت آنها را در دل مردم قرار میدهد؟ محبت مردم را در دل او قرار میدهد؟
کدامیک صحیح است؟
در ترجمه قرآن باید سراغ تفسیر برویم تا غرض و مقصود خدا را متوجه شویم سپس ترجمه کردیم.
– برخی، قائلاند که روایاتی که ذیل آیه میآید تأویل است، یعنی ما یک معنایی از آیه میفهمیم، بعد
مصداقی از مصادیق هم ذکرشده است. اما ما این قول را قبول نداریم، بسیاری از روایاتی که ذیل آیات
آمده، تفسیر است نه تأویل.
یعنی میخواهند بگویند معنای آیه را اینگونه متوجه شوید و ترجمه کنید.
تأویل یعنی بیان مصداق، بهعنوانمثال اگر امام صادق)ع( میفرمود: ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات
و الله نحن الدنیا آمنا و عملنا اعمالاً صالحاً: اگر چنین روایتی وجود داشت، این روایت تأویل یا بیان
مصداق آیه است، یعنی امام یک مصداق از مصادیق آیه را بیان کرد و اینکه مصداق اتم و اکمل آیه،
اهلبیت)ع( میباشند.
– گاهی روایت معنای این کلمه را بیان میکند؛ اینجا نمیشود حمل بر معنای دیگر کرد و روایتی که
معنای آیه را برای ما آشکار میکند تأویل نیست بلکه تفسیر است.
روایت داریم از امام صادق)ع( که میفرمودند: ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن
ود علی بن ابیطالب فی قلبه
را » ود علی بن ابیطالب « با این روایات معنای آیه واضح و روشن میشود و متوجه میشویم که آیه
در تقدیر داشته است.
یعنی کسانی که ایمان بیاورند و عمل صالح انجام دهند، خداوند در دلشان محبت علی بن ابیطالب را
قرار میدهد؛ درحالیکه ترجمه التزام به واژگان مبدأ ندارد و کلمه علی بن ابیطالب در قرآن نیست و
نباید اضافه کرد حتی داخل پرانتز یا در پاورقی.
به همین علت میگویند: ترجمه قرآن محال است، چون نتوانستیم ترجمه کنیم، سراغ روایات رفتیم.
) مثال ۹: فتقبلها ربها بقبولٍ حسنٍ و أنبتها نباتاً حسناً و کفلها زکریا )آلعمران، ۳۳
ترجمه کردند: زکریا کفالت حضرت مریم را به عهده گرفت!
درواقع ترجمه صحیح اینگونه میباشد: خدا کفالت حضرت مریم را به زکریا داد
کفل: متعدی است و نباید بهصورت فعل لازم ترجمه کرد: خداوند زکریا را بر کفالت او گماشت.
فاعل: خدا؛ ها: مفعول اول؛ زکریا: مفعول دوم.
۹-۳-۵ . متن سیاسی
سیاست شامل: عالم سیاسی میشود، شامل عالم مطبوعات و روزنامه و اخبار و… میشود.
گاهی کلمهای در میان مردم یک معنا میدهد وقتی مباحث سیاسی میشود یک معنای دیگر میدهد.
مثال: فاز علیٌ فی الامتحان: فاز یعنی نَجَح
» برنده مدال طلا شده یا بازیکن برندهی مدال طلا شد « فاز اللاعب بوسام ذهبیٍ: فاز یعنی حصل علی
– در عالم سیاست باید با اصطلاحات آشنا باشیم و اینکه لزوماً تحفظ بر معنای اصلی نمیشود.
مثال: تناولَتْ افتتاحیةُ مجلة کذا: پرداخت، در برگرفت )تناولت(
مثال: عبَّر عن فَرحه: یعنی تعبیر کردن اما عبر عن اصطلاح شده: ابزار خوشحال کردن، عبر عن قلقه،
خُزنه، سروره و … .
۵-۳-۵ . متن داستانی
خاصیت متون داستانی این است که افعال و جملات باید فضای حاکم بر داستان را منتقل کند و غرض
گویند را بیان کند.
مثال: فیلم زنگها: فضای حاکم بر قصه، قبر و قیامت و مرگ بود، فرض داستان این بود که اگر عزرائیل
قبل از مرگ به ما زنگ میزد و خبر میداد، چه میکردیم؟ فیلم برای سال ۵۰ و اوایل انقلاب بود.
مترجم اسم فیلم را اجراس گذاشت .حال اینکه مترجم تا چه میزان توانست فضای حاکم بر فیلم را و
اینکه مردم ایران در آن شرایط سخت زندگی میکردند آنهم با طرز فکر مذهبی و معنوی در فیلم
عربی انتقالی دهد و بهخوبی به تصویر بکشد را مخاطبان تشخیص میدهند. مثلاً در فیلم به زبان فارسی
اضطراب به بیننده منتقلشده ولی در فیلم عربی این اضطراب منتقل نشده و این نقص ترجمه میباشد و
فضای حاکم بر داستان منتقل نشده است.
– ترجمه فیلم جنگی و درام و عاشقانه و خانوادگی و اخبار سیاسی و … کاملاً متفاوت است.
۹-۳-۵ . متن عامیانه
در متن عامیانه:
-۲ ساختار جمله به هم میخورد؛ رفته سعید؟ فعل اول میآید، بهجای اینکه بگوید: آیا سعید
رفته است؟
-۱ کلمات مختصر میشود: دیدیش؟ بهجای اینکه: دیدهای او را؟
-۳ اصطلاحات خاص کوچهبازاری: طرف شیرین میزنه: یعنی کودن است. یا خالی بنده: یعنی
دروغ میگوید.
در ترجمه عامیانه کار سخت است، چون برای عامه مردم نوشتهشده، بههیچوجه از اصطلاحات
استفاده نمیشود در ترجمه دقت میشود که مردم عرب به خالی بستن چه میگویند، نه اینکه
مرداف کلمه آنهم بهصورت فصیح مطرح شود.
لهذا فیلمهای طنز عامیانه که پر از اصطلاحات روزمره است اگر به عربی عامیانه ترجمه شود
خیلی بهتر منتقل میشود تا اینکه بخواهند به فصیح ترجمه کنند.
۵ – ۹ . تقسیم از حیث فرصت ترجمه
فرصتی که مترجم برای ترجمه کردن دارد.
۲-۹-۵ . ترجمه نوشتاری
کتاب را به مترجم میدهند و ۹ ماه بعد تحویل میگیرند.
۱-۹-۵ . ترجمه گفتاری
– گاهی به این صورت است که متنی قبل از آن گفتار )سخنرانی( داده میشود و مترجم متن را ترجمه
میکند و در زمان اجرای سخنرانی، متن را میخواند.مانند: اجلاس سران، در بین ترجمههای گفتاری،
کمخطاترین و سادهترین نوع ترجمه است. در این نوع ترجمه بهعنوانمثال رئیسجمهور در نیویورک
سخنرانی دارد.
متن سخنرانی از پیش تعیین می شود و مورد تایید نظام قرار می گیرد سپس به سازمان ملل فرستاده
می شود وبه زبانهای دنیا ترجمه می شود.
۹ . نکاتی چند برای مترجم
-۲ تسلط مترجم بر موضوع متنی که قرار است آن را ترجمه کند؛
-۱ آشنایی با اصطلاحات دو زبان؛
-۳ آشنایی با اصول نگارشی زبان مقصد؛
-۹ پرهیز از دخل و تصرف در متن و امانتداری در انتقال معنا از زبان مبدأ به زبان مقصد؛
-۵ استفاده از لغتنامههای معتبر و معرفی لغتنامههای معتبر )عربی به عربی، فارسی به عربی، عربی
به فارسی(؛
-۹ دقت در ترجمه عنوان کتاب؛
-۳ خودداری از اعتماد به حافظ در: ۲- فهم واژه مبدأ؛ ۱- استفاده از واژهای در مقصد؛
-۰ خودداری از آوردن مرادفهای متعدد؛
-۴ توجه به جنسیت و سن گوینده در زبان مبدأ؛
-۲۸ پرهیز از حذف برخی جملات؛
-۲۲ استفاده از واژگان مأنوس در زبان مقصد؛
-۲۱ درک فضای حاکم بر متن مبدأ؛
-۲۳ خودداری از تأثیر دستور زبان و واژگان مبدأ بر این دو زبان مقصد؛
-۲۹ پرهیز از عربیزدایی افراطی؛
-۲۵ پرهیز از عربیزدگی افراطی؛
-۲۹ پرهیز از ترجمه به زبان غیرفصیح؛
-۲۳ مراجعه به ترجمه پس از یک بازه زمانی؛
-۲۰ بازخوانی متن ترجمهشده توسط دیگری؛
-۲۴ انتقال روح و احساس زبان مبدأ؛
-۱۸ ارائهی نمونهی ترجمه به مافوق پیش از شروع به جمله؛
-۱۲ استفاده از وسایل روز جهت واژهیابی، اصطلاحیابی، اطمینان بر صحت معلومات.
تصاویر

شریف فایل توانسته است با کیفیت وقیمت هایی بی نظیر در بخش تایپ – ترجمة عملي- ویراستاری و صفحه آرایی کتاب – تبدیل پایان نامه به کتاب به عنوان مرکز توجه دانشجویان قرارگیرد

فن ترجمه فن ترجمه فن ترجمه فن ترجمه فن ترجمه فن ترجمه

دیدگاهتان را بنویسید