ترجمة عملي يا تجربي:
نقش تئوري هاي ترجمه در آموزش ترجمه شناسي
علي فيض الهي
استاديار دانشکدة زبان هاي خارجي دانشگاه تهران
٨٤/٣/ تاريخ وصول: ٢٢
٨٤/٨/ تاريخ تأييد نهايي: ١١

 

 

گزینه مورد نظر خود را در زیر انتخاب نمایید:

 

صفحه آرایی و ویراستاری  هزینه تایپ تحلیل آماری
ترجمه مشاوره مقاله و پایان نامه سفارش منابع علمی

شریف فایل توانسته است با کیفیت وقیمت هایی بی نظیر در بخش تایپ – ترجمة عملي- ویراستاری و صفحه آرایی کتاب – تبدیل پایان نامه به کتاب به عنوان مرکز توجه دانشجویان قرارگیرد

 

چکيده
علم ترجمه شناسي امروزه بيشتر به عنوان يک واقعيت زنده، فعال و بسيار کارآمد در جهت انتقال و تبادل عقايد و نظرات در نظر گرفته
مي شود. تحقيقات انجام شده در زمينة زبان شناسي کاربردي و نقش آن در ترجمه و تربيت مترجم باعث گرديده تا تحقيقات نظري و کاربردي
ترجمه حوز ة مستقل ي را در مطالعات به خود اختصاص دهد. هدف از مقالة حاضر ارائة ديدگاه هاي کلي و عملي در زمينة ترجمه است که و
سعي خواهد شد تا سه ديدگاه مطرح در دنيای ترجمه، يعني ترجمه پذير بودن، ترجمه ناپذير بودن و نسبي بودن ترجمه را با توجه به نظريات
زبان شناسان و ترجمه شناسان مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار داد. با توجه به اين که ديدگاه هاي فوق داراي بعد فلسفي نيز مي باشند،
بنابراين در اين مقاله فقط سعي شده به مسائل زباني و مشکلات ترجمه از زباني به زبان ديگر بدون در نظر گرفتن ابعاد فلسفي آن پرداخته
شود و ابعاد زبان شناسی موضوع مورد بررسي قرار گيرند.
واژه هاي كليدي: ترجمه شناسي، معناشناسي، زبان شناسي، مترجم، فرهنگ، زبان.
Archive of SID
www.SID.ir
مقدمه
از نظر کاميساروف زبان شناس روسي، عليرغم پيشرفت چشمگ ير علم ترجمه شناسي، به ندرت کسي پيدا مي شود که از راه ترجمه امرار
معاش کند و با اين علم نيز آشنايي داشته باشد و از آن در حرفة خود استفاده کند. در واقع چنين به نظر مي رسد که عموم مترجم ان ني ازي به
اصول نظر ي ترجمه نم ي بينند. ترجمه به انداز ة تاريخ تمدن انسان قدمت دار د. سومريان و آشوريان اهميت زيادي براي ترجمه قائل بودند و از
مترجمان برای جهت ايجاد ارتباط با ديگر ملت ها و تمدن ها استفاده مي کردند. اين صنعت، بعدها نزد يونانيان و اعراب حائز اهميت شد به طوري
که قسمت اعظم آثار فيلسوفان و نويسندگان يوناني به واسطة مترجمان و زبان شناسان ايراني که در خدمت اعراب بودند، به زبان عربي ترجمه
شد. در اروپا و در قرون وسطا کار نسخه برداري و ترجمه توسط افرادي انجام مي شد که در خدمت کليساي کاتوليک آن دوره بودند و به واسط ة
همين مترجم ان بسياري از آثار آن دوره به صورت مکتوب به ما رسيده است. علم ترجمه با دو نهضت در ايران آغاز شد يکي در دورة سامانيان
که نهضت عقل گرايي به وجود آمد که در نتيجه اين نهضت و عواملي نظير نياز به تبادل اطلاعات با يونانيان و از سوي ديگر به دليل ايراني بودن
سلسلة سامانيان ، باعث ايجاد انگيزه در ايرانيان در زمينة ترجمة متون شد و نهضت ديگر در حکومت ناصرالدين شاه شروع و در دورة مشروطه
تشديد گرديد و دليل آن نيز تجدد خواهي ايرانيان بوده است و از راه ترجمه در پي رفع نيازهاي فرهنگي معنوي خود بودند که يکي از راههايي
که برگزيدند ترجم ة آثار ادبي بود . در اين دور ه چنان طيف وسيعي از آثار اروپا يي ها به فارسي ترجمه شد که به جرأت مي توان گفت سهم
٧٠ سال به زبان فارسي کردند، از نويسندگان، اگر بيشتر نباشد، کمتر نيز نخواهد بود. – مترجمان به واسطة خدمتي که در طي اين ٦٠
در سال ١٣٨٢ نزديک به ٥,٠٠٠ کتاب از زبان هاي ديگر به زبان فارسي ترجمه شد ١ که اکثر آن ها از زبان هاي عربي و انگليسي بوده است .
بسياري از مترجمان کار ترجمه را با شتاب، بدون وقفه و بدون آشنايي با اصول اوليه علم ترجمه انجام مي دهند و ديدی سنتي نسبت به آن دارند
که بدين ترتيب باعث انباشته شدن بازار کتاب از ترجمه هايي مي شود که نه رضايت نويسنده را جلب نموده و نه رضايت خواننده را (که نتيجة آن
ترجمه هايي است نظير رنج و سرمستي ترجمة محمدرضا گيلاني ١٣٨٠ و آليس در سرزمين عجايب با شش ترجمة متفاوت که نه تنها از سبک
نوشتاري متن اصلي بسيار بدورند، بلکه از نظر انتقال پيام نيز بسيار متفاوتند )، از اين گذشته، نسبت به ضوابط و چارچوب هاي مقرر شده از سوي
انجمن مترجمان اتحادية اروپا دربارة قواعد ترجمه و معادل يابي نيز بسيار بدورند.
اصولاً نياز بر تأکيد در انتقال متو ن از يک زبان به زبان ديگر با در نظر گرفتن ويژگي هاي زبان مبدأ و مقصد و متن اصلي منجر به ادامة روند
تحقيق و تربيت مترجم شد و در ادامه پيشرفت مطالعات تطبيقي و مطالعات ساختاري و روانشناسي زبان و نيز رشد فزايندة ارتباطات ملت هاي
مختلف و ضرورت مباد لة فرهنگي و آموزش که يکي از عوامل شناخت جهان اطراف و تبادل افکار و فرهنگ ها ي مختلف مي باشد . از سوي
ديگر، پايه هاي اوليه را براي گذر از ترجم ة تجربي به سوي ترجم ة علمي فراهم آورد و ترجمه شناسي را همچون ديگر علوم بر اساس قواعد و
اصول علمي و عملي استوار گرداند . ولي همواره عقايد ضد و نقيضي در رابطه با ترجمه وجود داشته و دارد و آن اين که آيا اصولاً ترجمه
امکان پذير است؟ و آيا متن ترجمه شده مي بايستي به نظريات نويسنده نزديک باشد يا خواننده؟ و اصولاً فرهنگ هاي متفاوت ترجمه پذيرند؟ اگر
چنين است چگونه ترجمه مي شوند؟ و اين که آيا روش و قاعده ای کلي براي ترجمه وجود دارد يا خير؟
در بخش اول مقاله سعي شده تا نظريات ترجمه شناسان و زبان شناسان در زمينة ترجمه مطرح گردد و در بخش دوم ضمن بسط نظريات، به
تجزيه و تحليل آن ها پرداخته شده است.
بحث و بررسي
يکي از موضوعات بحث برانگيز در علم زبان شناسي، ترجمه پذيري متن يا پيام از زبان مبدأ به زبان مقصد است. گارسيا يربا محقق و استاد
ترجمه شناسي دانشگاه مادريد، سه ديدگاه کلي براي اين مسئله متصور شده است : ترجمه پذيري مطلق، ترجمه ناپذيري و ترجمه پذيري سطحي يا
.( نسبي (گارسيا يربا، ٢٠٠٠ ، ص ٥
امروزه زبان شناسان امکان انتقال يک پيام زبا ني را با پا ي بندي به اصول ترجمه و رعايت ويژگي هاي آن جامعه زباني، به زباني ديگر که از
ويژگي هاي متفاوتي برخوردار است، مورد سؤال قرار داده اند. در اين رابطه به بررسي برخي از نظريات مطرح شده در قالب زبان شناسي
مي پردازيم:
ترجمه پذيري مطلق : اين، ديدگاه آن دسته از زبان شناساني است که به وجود يک تساوي ضروري ميان تمامي زبان ها عقيده دارند. به عنوان
٢ تأکيد م ي ورزد. بر اساس اين نظر يه، جهان شمولي ساختار زير بنايي زبان ها ي جها ني « جهان شمولي زبا ني » مثال زبان شناسي چامسک ي بر وجود
١- کتابنامة مترجم پاييز ۸۳ انتشارات آستان قدس رضوی
۲- universal linguistic
Archive of SID
www.SID.ir
بوده و براي تمام ي زبان ها يکسان است. همه انسان ها يک چ يز را م ي گويند و لي به انحا ي مختلف و زبان هاي متفاوت. چنانچه در نظر بگيريم که
اختلافات موجود ميان زبان ها در سطح صورت م ي گيرد بنا براين همواره ترجم ة گفته ها امکان پذير مي باشد، چرا که مي توان به تمام ي جنبه ها ي
جهان شمولي زبا ني که از تمام ي دستورهاي زبان مشتق شده اند، دست يافت. مکتب زبان شناسي پاريس اعتقاد دارد که ترجمة صد در صد
امکان پذير است و ميل لارسون نيز اعلام مي دارد که تمامي آنچه را که در يک زبان بيان مي کنيم در زبان ديگر نيز قابل بيان است بنابراين: ترجمه
.( امکان پذير است (ميل لارسون، ١٩٨٩ ، ص ١٥
طرفداران کاربردشناسي .« ترجمه عبارت از غلبه بر تما يزاتی سطح ي زبان ها به منظور استخراج اصول مشترک آن ها است » : استاينر مي گويد
زبان هم بر اين عق يده اند که تمام ي آن چ يزي که در فکر م ي گنجد، به هر زبا ني نيز قابل بيان خواهد بود، فقط بايد انتقال پذير بودن پيام را به ي ک
زبان ديگر امکان پذير ساخت. ترجمه شناسي نيز مادامي که مترجم به هنگام ترجمه فقط و فقط نقش پيوند دهندة اجزاي جمله را در زبان مقصد و
.( آن هم در روند رمزگشايي پيام ايفا نمايد، از نظريه فوق دفاع خواهد نمود (استاينر، ١٩٧٥ الف، ص ٢٥
استاينر در کتاب مشکلات نظری ترجمه (استاينر، ١٩٧٥ ب، ص ٢٧٥ ) سعي دارد رابطه اي منطقي بين تاريخ و تئوري ترجمه ايجاد کند و از
آيا مي توان بر اين عقيده بود که تمامي تئوري هاي » : ترجمه به عنوان سازش بين دو زبان مبتني بر اصل امانت داري نام مي برد. وي مي پرسد
ترجمه، اعم از رسمي، عملي و غيره ، چيزي بيش از اشکال مختلف تنها يک سؤال اجتنا بناپذير نيستند و آن اين که چگونه مي توان و بايستي
در زبان مقصد کدام است؟ بيش از دو هزار سال است که اين نک ته مورد B در زبان مبدأ و متن A امانت دار بود؟ بهترين رابط ة موجود بين متن
.( همان، ص ٢٧٥ ) « بحث و تبادل نظر قرار مي گيرد
در ادامه، نقش مطالعات ترجمه را به عنوان يک کار مثبت توصيفي – رده بندي مي پذيرد، ولي در عين حال اذعان مي دارد که هنوز مشکلاتي
حتي اگر هم ترجمه را با ديدي کاملاً متواضعانه و محتاطانه بنگريم و مطالعات ترجمه توصيفي- رده بندي را صرفاً مطالعه بناميم و » : وجود د ارند
.« نه تئوري، باز هم بر سر ترجمه مشکلات وخيمي وجود دارند
نويسنده در آخر بخش ، اعلام مي کند که در هر فردي مخزني از زبان هاي متفاوت وجود دارد که به هنگام ترجمه اين بخش از مغز فعال
ما عملا ً در مورد چگونگي سازمان دهي و ذخيرة زبان هاي متفاوت در » : مي گردد، و ي در ادامه دربار ة وجود يک تئوري جامع ترجمه اعلام م ي کند
يک ذهن که با يکديگر همزيستي دارند هيچ اطلاعی نداريم بنابراين چگونه امکان پذير است که يک تئوري ترجمه به معناي خاص وجود داشته
براي استاينر يک تئوري عبارت است از يک مدل تاريخي رواني که بخشي از آن استنتاجي و بخشي از آن غريزي است . هر گاه «؟ باشد
نظريه پردازان اقدام به معرفي تئوري مسجلي براي ترجمه نمودند، مسائل جنبي زيادي در حول موضوع مطرح شد. ترجمه وجود وجه تمايزات و
تشابهات بين زبان ها را مسجل مي سازد و اين نکته را نمي توان به عنوان يک هدف در نظر گرفت
ترجمه ناپذيري: طرفداران اين نظريه بيشتر به زبان مقصد اهميت مي دهند و ترجمه را تعبيري از واقعيت بيان شده در زبان مبدأ به شمار
مي آورند. بنا بر تئوري ساپير- وورف زبان هاي طبيعي که به واسطة آن ها انسان قادر به انتقال پيام خود مي گردد و با کمک آن ها اساس دنياي
ارتباطات را پايه گذاري مي کند، در واقع گواهي است بر اين نظريه که زبان ها قابل ترجمه نيستند، بلکه ما صرفاً تعبيراتي از آ نها را به زبان ديگر
ارائه مي دهيم. هر زباني واقعيت را طبق برداشت و ساختار خود تعبير مي نمايد، بنابراين ترجمه غير ممکن است، زيرا که واقعيت ها در همة زبان ها
به يک صورت بيان نمي شوند (به عنوان مثال به اندازة تمامي زبان هاي دنيا برداشت هاي متفاوتي از جهان وجود دارد). مونين مي گويد که هر نظام
زباني داراي ديد متفاوت تري از جهان در مقايسه با زبان ديگ ر به دست مي دهد به عبارتي، دنيا را از زاوية ديگري مي نگرد. زبان ها ابزارهاي قابل
تبديل به يکديگر به شمار نمي روند چرا که هر زباني روش هاي خاص خود را براي اشاره بر واقعيت ها داراست که زبان هاي ديگر يا قادر به درک
اين روش ها نيستند و يا به طور کلي با آن ها بيگانه اند. بنابراين نمي توان انتظار داشت که ترجمه از ديدگاه هاي ديگر و با ابزارهاي متفاوت
امکان پذير باشد . براي اين نظريه پرداز معنا شناس، زبان وسيله ايست که به واسطة آن مردم قادر خواهند بود درک خود را از واقعيت محيط
اطرافشان منتقل کنند، به عبارتي زبان هاي طبيعي که مردم از آن براي ايجاد ارتباط با دنيا استفاده مي کند در واقع تعبيراتي از واقعيت را ارائه
مي دهند و هر زباني با توجه به ساختار خود، اين تعبيرات را منتقل مي کند. معاني لغات به تنهايي در زبان هاي متفاوت قابل مقايسه نيستند، حتي
معادل يکديگر نيز نيستند چرا که هر واژه با توجه به موقعيت خود در جمله و در حيطة معنايي زباني خاص، داراي مفهوم مي شود، نظير برخي از
اشاره نمود که داراي پنج معني متفاوت است. quedar [kedar] افعال در زبان اسپانيايي که در اين خصوص م يتوان به فعل
ترجمه پذيري نس بي: ترجمه ه يچ گاه نم ي تواند مطلق باشد، بلکه فقط برداشت نس بي است از آنچه که ما از يک متن داري م. جورج مو نين
چنانچه نظريات اخير را در خصوص واژه، صرف و نحو جمله بپذيريم، بنابراين بايد اذعان » : درکتاب مشکلات تئوريک ترجمه اين گونه مي گويد
عمه) وجود ندارد ( ) amíta داشت که ترجمه غيرممکن است، چرا که به عنوان مثال در مبحث واژگاني زبان اسپانيايي معادلي براي کلمة لاتين
به معناي عمه يا خاله استفاده مي کنند و تأکيدي بر روي عمه يا خاله وجود ندارد). در بخش صرف نيز هيچ معادلي tía در زبان اسپانيايي از کلمة
Archive of SID
www.SID.ir
نه در لاتين، نه در زبان اسپانيايي و نه در ه يچ يک از زبان هاي ريشة لاتين فعلي وجود داشته باشد که معادل زمان گذشته کامل يوناني (عمل رها
کردن توپ را انجام داده ام و نتيجة آن تا اين لحظه که در حال صحبت در مورد آنم ادامه دارد ). در زمينة نحوي نيز مي توان بيتي از يک شعر
مثال زد که ساختار آن قابل ترجمه به هيچ يک از زبان هاي فارسي، اسپانيايي، و Garrula ramosa prospexit ab ilice perdix لاتين را نظير
که يک اسم است ترکيب مي شود (اولين و آخرين perdix با آخرين کلمة Garrula احتمالاً ديگر زبان هاي ريشة لاتين نيست. در اين بيت صفت
بيت را از وسط به دو بخش prospexit ترکيب مي سازند و در نهايت فعل ilice با اسم ماقبل آخر بيت ramosa کلمات بيت ) و صفت دوم
تقسيم کرده ضمن اينکه بيت به شش هجا در سمت چپ و شش هجا در سمت راست، منحصر شده است.
در ترجمه رعا يت تمام ي جز ئيات ساختار جمله، واژه و صور ت هاي صرفي و نحوي زبان مبدأ غيرممکن است، ولي ترجمه به معناي تولي د
دقيق ساختار يک متن نيست، چرا که در اين صورت عبارت خواهد بود از ک پي برداري از متن، نه ترجمه که عبارت است از تو لي د محتوي ات
معنائي و سبک آن در زبان مقصد . ما نش ان هاي زبا ني را ترجمه م ي کنيم که اکثر نش ان هاي زباني چندمعنايند ٣ به عبارتي داراي معاني متفاوتي در
زبان هايند و مفاهيم بالقوه واژگانی اند که ترجمه مي شوند، نه زبان و يا نشانه هاي زباني، چرا که اين فاکتورها به طور کلي با هم تلاقي ندارند . به
.« رودخانة کم عمقي را در نظر بگيريد که شخص بدون اينکه آب تا بالاي سرش برسد م يتواند در آن سرپا بايستد » عنوان مثال
آلماني مي گويد: اينجا مي توان سر پا ايستاد.
ايتاليايي مي گويد: اينجا پايم به کف مي رسد.
اسپانيايي م يگويد: اينجا سرپايم.
ايراني مي گويد: اينجا آب تا زير گردنم است.
بنابراين، هدف از ترجمه، ايجاد همان تأثيري است که متن اصلي مي تواند بر روي خوانندگان خود بگذارد.
بخش دوم
اين سه نظريه را مي توانيم از نقطه نظر مطالعاتي که در زمينة ترجمه انجام شده، مورد تجزيه و تحليل قرار دهيم:
اورتگا و گاست ترجمه را همچون يک ميل آرماني تصور مي کنند که اساس آن بر هم ريختن موانعي است که در ذات زبان هاي متفاوت برای
بيان حالات مختلف تفکر وجود دارد . وي از نظريه عدم ترجمه پذيري دفاع مي کند و عقيده دارد که هر زباني براي بيان تفکرات و احساسات و ….
داراي اصولي است که اين اصول همچون مانعي در سر راه مترجم، از انتقال پيام به زبان ديگر خودداري مي کند. در عوض والتر بنجام ين در جهت
رد نظرات اورتگا و گاست بيان مي دارد که عناصر بيانگر تفکرات و احساسات هر زبان در تمامي جوامع زباني، شبيه يکديگرند و اختلافات موجود
ناشي از نحوة بيان آن ها است که در هر نظام زباني به گونه اي متفاوت تعريف شده اند. براي بنجامين مادامي که ترجمه اين نقش تفهيم جهاني را به
خوبي ايفا کند، امکان پذير مي باشد. به نظر او ترجمه از زباني به زبان ديگر و غلبه بر موانعي که اورتگا و گاست از آن ها ياد مي کنند، زماني
امکان پذير است که ترجمه را از محيطي که زبان ها را احاطه نموده اند بيرون کشيده و آن را در محيط يک زبان جهاني قرار داد. ياکوبسون عقيده دارد
همين عمل مقايسه زبان ها با يکديگر به منظور ايجاد ارتباطی منطقي بين آن ها نشانگر امکان ترجمه پذير بودن آن هاست .ولي از سوي ديگر، مراجعه
به فرهنگ لغات و قواعد دستوري برای يافتن همانندی ها و تفاوت هاي يک لغت در زبان هاي مختلف خود مبين ترجمه ناپذيري زبان ها مي باشد .
تمامي زبان ها قادر به بيان تجربيات، احساسات و عواطف و ….. بدون در نظر گرفتن طبقه بندي هاي زباني و واقع نگري آن ها نسبت به محيط
اطراف اند. به گفتة ياکوبسون، چنانچه به هنگام ترجمة خلايی از نقطه نظر واژه در جمله ايجاد شود اين خلاء را مي توان با وام گيري واژه، ساخت
واژه و توضيح لغت مزبور پر کرد . به طور کلي اين زبان شناس، ترجمه را يک ارتباط دقيق و کامل تصور نمي کند، بلکه معتقد به يک شباهت کلي
بين ترجمه و آنچه در زبان مبدأ بيان گرديده، مي باشد.وي در کتاب خود صراحتاً به اين نکته اشاره مي کند که در ترجمه ها لزوماً يک نارسايي به دليل
انتخابي که ناگزير ساختار هر نظام زباني را به مترجم تحميل مي کند، وجود دارد. هر قدر محتواي يک پيغام غني تر باشد، احتمال نارسايي اطلاعاتي
آن کمتر است. براي ياکوبسن يک ترجمة کامل و بي نقص که در برگيرندة تمامي زواياي زبان مبدأ باشد، وجود ندارد.
اگر چه از نقطه نظر زبان شناسي کاملاً واضح است که مي توان به ترجمه ناپذيري متن اعتقاد يافت، » : مرسدس تريکاس در اين زمينه مي گويد
.( تريكاس، ١٩٩٥ ، ص ٣٢ ) « ولي مي بايستي اين نکته را نيز در نظر داشت که ترجمه يک کار رايج روزانه است
براي او ترجمه امکان پذير است، چرا که هر زباني صرف نظر از بعد زباني، داراي يک بعد گفتماني است، اگر چه تأکيد بر روي اين و يا آن
نکته در زبان ها و متون به گونه هاي متفاوتي اعمال مي شود، ولي بايد به ترجمه به ديد يک عمل مکالمه اي و گفتماني نگاه کرد.
درست است که يک متن هرگز به طور کامل قابل ترجمه نيست، امکان دارد در ترجمة برخي از پاراگراف ها و عبارات، مشکلاتي ب ه وجود
۳- polysemic
Archive of SID
www.SID.ir
آيد، ولي حتي در اين موارد نيز مي توان مفهوم را منتقل کرد.
با توجه به موارد مطرح شده عمدة عوامل و موانع ترجمه ناپذيري را مي توان به دو دسته تقسيم کرد:
ترجمه ناپذيري زباني : در ترجمه از زبان مبدأ به مقصد و بالعکس هر يک از دو گروه زباني ، مشکلات متفاوتي را در انتقال داده هاي زباني
ايجاد مي کنند.از جمله در برابر واژه هايي که در زبان ديگر معادل آن وجود ندارد مترجم می تواند با توجه به بافت و مفهوم مورد نظر ، به
واژه سازي بپردازد . نظير آنچه که م حمد قاضي در ترج مة دون کيشوت انجام داد و يا داريوش آشوري و جلال آل احمد در ترجم ة مائده هاي
زميني نوش تة آندره ژيد انجام دادند . که البته اين مسئل ة واژه سازي ارت باط مستقيمي با تبحر مترجم و آشنا يي وي با زبان مقصد دارد. چه بسا که
گاهي مترجم به هنگام ساخت واژه اي ناخودآگاه واژه هاي نامأنوسي را وارد فرهنگ زبان مقصد (فارسي) مي کند که خواننده را دچار شگفتي
مي کند، واژه هايي از قبيل:
خنده زردي نمود و پاسخ داد…… ( طرف خانه سوان جلد يک ترجمة مهدي سحابي)
گوشه هاي اتاق را کج کج بهم م يبست (مي دوخت)……. (همان کتاب)
سقف ترشح داشت……….
بنابراين عملا ً دفاع از اين نظريه که در ترجمه امکان توليد دقيق همة ساختارها، آن هم با کنار هم قراردادن واژه ها وجود داشته باشد، کمي
غير واقعي و خوش بينانه است.
ترجمه ناپذيري فرهنگي: به هنگام ترجمه مشکلات عديده اي از بابت انتقال فرهنگ ها از زبانی به زبان ديگر بوجود مي آيند، بحث فرهنگ ها
مبحث بسيار پيچيده اي در مقولة زبان شناسي و ترجمه شناسي به شمار مي رود، چرا که محدوديت هاي ترجمه ناپذيري متن در بسياري از موارد
رابطة مستقيمي با دوري و يا حتي تضا د دو فرهنگ و موقعيت هاي جغرافيايي دارد. اختلاف فرهنگي و در نتيجه تداخل فرهنگي ملت هايي که با
داشتن يک فرهنگ مشترک به دو زبان سخن می گويند، به مراتب کمرنگ تر از دو زبان با فرهنگی کاملاً متمايز است. به عنوان مثال ترجمه از
زبان اسپانيايي به انگليسي و يا بالعکس، به دليل وجود همانندی های فرهنگي، باورها، آداب و رسوم، ….. مشکلات کمتري را براي مترجم به وجود
مي آورد تا به زبان فارسي چرا که ترجمة آثار برخي از نويسندگان آمريکاي لاتين به دليل تمايزات شديد فرهنگي آن ها با فرهنگ ما، مترجم را در
بسياري از موارد در برابر دو راهی معادل سازی فرهنگی و جلب نظر خو اننده بدون در نظر گرفتن مبانی و اصول امانتداری در ترجمه از يک سو
و جلب نظر نويسنده بدون در نظر گرفتن فرهنگ زبان مقصد از سوی ديگر، قرار دهد.
ولي عليرغم اين تمايزات و تداخل ها باز هم ترجمة عملي غيرممکن به شمار نمي رود که در اين گونه موارد مترجم مي بايستي سعي در
تعديل اصطلاحات و رفتارها و گويش هاي زباني نمايد چرا که همواره مرجع هاي فرهنگي مشخصي و معاني اجتماعي – فرهنگي ضمني وجود
دارند که وابسته به يک سياق سخن تعريف شده اي در زبان مقصد مي باشند که مي توان با استفاده از آنان پيام را انتقال داد.
بايد اين عقايد ت ندروانة ترجمه پذيري/ ترجمه ناپذيري، ادبي / آزاد، متني / فرامتني را به کناري نهاد و موضعي واقع بينانه تر نسبت به مو ضوع
گرفت. ترجمه امکان پذير است ، بنابراين اشتبا ه است چنانچه بخواهيم به مسئله صور تی کلي ببخشيم و از عدم ترجمه پذيري زبان ها به يکديگر
صحبت کنيم ، ا لبته ترجم ة همة پيام ها نيز امکان پذير نيست، چرا که در زبان ها اصولاً عدم تقارن وجود دارد که اين عدم تقارن عبارت است از
. سبک هاي متفاوت بياني قابل معادل يابي در زبان مقصد، نظير اصطلاحات رايجی که در برخي از فرهنگ ها وجود دارد ٤
يک مقايس ة تطبيقي توصيفي در ترجمه هاي انجام شده، ما را به اين نکته واقف مي سازد که فقط در معدودي صنايع ادبي است که مترجم
قادر به معادل يابي نيست . روزا رابادان در اين خصوص به تبعيت از سزار سانتويو عدم معادل يابي را ناشي از محدوديت هايي مي داند که آن ها را
به سه دسته تقسيم نموده است:
محدوديت هاي ناشي از ويژگي هاي منحصر به فرد زباني که موارد زير را از جملة اين محدوديت ها مي شمارد:
تنوع بين زباني شامل تنوعات جغرافيا يي، در زماني و اجتماعي: اين گونه موارد مشکلات عديده اي را به هنگام انتقال پيا م به زبان مقصد
ايجاد مي کنند. به عنوان مثال در برخي از فرهنگ ها به دليل اهميت خاص يک شيئي و يا جاندار و ارتباط تنگاتنگي که بين واژه اي که بر آن اطلاق
در « شتر » در فرهنگ اسکيموها و « برف » مي گردد و فرهنگ و آداب و رسوم آن مردم وجود دارد، برخي از واژه ها داري کثرت معنايند نظير
به کار مي برند. بعضي از اين واژه ها به دليل همزيستي زباني از فرهنگي به فرهنگ ديگر « خدا » فرهنگ اعراب و القابي که مسلمانا ن براي ناميدن
منتقل شده اند، براي مثال مي توان به تأثير فرهنگ اسلامي بر زبان اسپانيا يي به دليل ٧٠٠ سال همزيستي اشاره کرد. در نتيجه مفاهيم و واژه هايي
چون:
حرف اضافه همراهي است و يا a به معناي خدا و Diós به معناي خدا بهمراهت (در زبان اسپانيايي Adiós به معناي انشاالله و Ojala
مي باشد. « چشم اسفنديار » در ادبيات اسطوره اي يوناني که معادل آن در ادبيات اسطوره اي فارسي « پاشنه آشيل » ١- نظير
Archive of SID
www.SID.ir
به معناي الله اکبر وارد فرهنگ اسپانيايي شده اند و يا نام مهره های شطرنج در زبان اسپانيايی که از فارسی به عربی منتقل گرديده و سپس Alála
از گل ياس،…)از اين jatmin ، نرگس narsis) و اسامی برخی از گونه های گل ها (alfil, shah, rokh,… در زبان اسپانيايی رايج شده است (نظير
قبيلند.
زبان ها نيز قابل مقايسه نيستند. تنوعات اجتماعي فق ط « در زماني » ٥ رابادان مي گويد که موقعيت هاي متفاوت « در زماني » در ارتباط با ويژگي
زماني قابل ترجمه اند که بافت موقعيتي و سازمان هاي اجتماعي دو زبان مورد بحث قابل مقايسه و هماهنگ باشند.
تنوع بين زباني شامل محدوديت هاي زباني : محدوديت هايي اند که خود به خود به رمزهاي غيرقابل ترجمه تبديل مي گردند و مترجم
مي بايستي آن ها را به مانند موضوعی توصيفي براي ترجمه در نظر گيرد.
تنوع عملکرد و کاربرد بين متني نشانه ها ٦: وقتي نشانه به منظور و مفهوم خاصي در متن به کار برده مي شود و معنا به شکل هاي مختلف
دستخوش تغيير مي گردد.
٢. محدوديت هاي فرا زباني : دلالت دارد بر عدم تطابق متون به دليل متفاوت بودن مح يط زبان مبدأ و مقصد . به عبارتي در اين گونه متون،
ترجمه به صورت زيرمجموعه (پيرو) محيط و فرهنگ زبان مبدأ قرار مي گيرد و بخش زباني فقط و فقط به عنوان يک پايه و تکيه گاه به کار گرفته
مي شود و نه به عنوان اساس و ابزار انتقال پيام و عامل فرا زباني که فقط متن را ه مراهي مي کند، در اين گونه متون، تمامي فاکتورها در تصميم
مترجم براي ترجمه دخيلند (عواملي نظير نگارش، تابلوهاي تبليغاتي، متون کمدي، ترانه ها، فيلم هاي زيرنويس دار و دوبله از اين گونه ترجمه ها
محسوب مي شوند).
٣. محدوديت هاي شناخت انسان از نقطه نظر انتزاعي و جهاني: عبارت است از اين که نظريه پردازان همواره مترج مان را در برابر شعار
بين زبان مبدأ و زبان مقصد A = B قرار مي دهند، در حالي که ترجمه صرفاً ايجاد يک تساوي زباني نوع « کامل و بي نقص بودن ترجمه » غلوآميز
به شمار نمي رود بلکه ترجمه گذر به سوي ديگر است ، ضمن اين که مترجم مجاز نيست که از خواننده و يا گيرندة پيام بخشي از متن را صرفاً بنا
به د ليل اين که پيام براي وي مفهوم نبوده و يا بنا به د لايل کمبود اطلاعات خود حذف کند و به جاي ترجمه دست به تحريف موضوع متن بزند
و يا به طور سليقه اي با متن، برخورد کند.
ترجمه عبارت است از ايجاد يک معادل زباني با همان ارزش هاي متن زبان مبدأ در زبان مقصد با نشانه ها و پيام ها و به فرهنگي که براي
گيرندة پيام آشنا و قابل فهم باشد، به عبارتي متن را بايد يک پوشش ديگري، با توجه به محيط فرهنگي و زباني زبان مبدأ ارائه داد.
برخي از صاحبان فن ع قيده دارند عدم رضايتي که يک مترجم پس از پايان کارش به وي دست مي دهد ، نتيج ة عقيد ة اشتباه وي دربارة
ترجمه است که عمل ترجمه را به مانند يک کار سادة کپ يبرداري متن در زبان ديگر تلقي مي کند و نه تعبير آن.
ترجمه حادثه ايست که بين دو تنگنا افتاده است، به عبارتي زباني به عنوان زبان مبدأ در ميان است که اين زبان را با زبان هاي مختلفي مي توان
به زبان مقصد بيان کرد ترجمه حادثه ايست که قادر به انتقال اين زبان است، ولي انتقالي که خود زبان را به محک مي کشد و بدين وسيله از هر
گونه سامان پذيری و يا اضمحلال زبان جلوگيري مي کند.
ترجمه به عنوان حادثه ، مشکلاتي را به هنگام جايگذاري آن در مقطعي از زمان ايجاد مي کند. ترجمه به دليل تعهد دو جانبه اي که دارد نقش
ميانجي را براي ملت هاو جهان ايفا مي نمايد و واريته هاي متفاوت زباني را زنده نگاه مي دارد. ترجمه با تحميل زبان خود بر ملت ها و جهان ت أثير
مي گذارد و بدين ترتيب در برابر هر گونه انديشه سامان پذيری تاريخي و نظری آن به عنوان خنثي نمودن و يا از بين بردن زبان، ممانعت به عمل
مي آورد.
در واقع از خود مترجم نشأت گرفته و معمولاً زماني اين گونه فکر مي کند که «؟ آيا ترجمه امکان پذير است يا خير » اين روش آموزشي که
احساس مي نمايد نياز به توجيه کار خود دارد و، بدين طريق از اين روش برای پوشش دادن ناآشنايي خود با زبان مقصد و يا مبدأ استفاده مي کند
چرا که در ترجمه دنبال روشی منحصر به فرد بودن که داري ارزش سامانه ای و آموزشي نيز باشد، کاريست خوشبينانه و گاهي اوقات نيز گمراه
کننده. نسبي بودن ترجمه و انواع نظرات و استنتاجات تکراري در اين باره، خود گوياي اين نکته است که نمي توان پاسخي صريح به پديد ة
ترجمه با نظريه ای واحد که خاصيت معجزه آسايي هم داشته باشد، داد.
نسبي بودن ترجمه باعث گرديد تا نظريه پردازان و زبان شناسان به دنبال شاخة جديدي از علم زبان شناسي کاربردي باشند که امروزه در
Vazquez بسياري از دانشگاه هاي دنيا به عنوان شاخه اي از علم زبان شناسي تدريس مي شود. به عنوان مثال در اسپانيا براي اولين بار باسکز آيورا
۵- diacrónico
۶- semiótica
Archive of SID
www.SID.ir
٧ براي شاخه اي از علم زبان شناسي استفاده کرد که در واقع به مقايسة ترجمه هاي انجام شده از يک متن ، از « ترجمه شناسي » از عبارت Ayora
و غيره را براي اين « زبان شناسي کاربردي در ترجمه » نقطه نظر ساختار جملات ، مي پرداختند. ولي همزمان با او زبان شناسان ديگری عباراتی نظير
به موارد نظری/ علوم زباني/ مطالعات ترجمه اطلاق مي گرديد. هلمز « ترجمه شناسي » منظور استفاده مي کردند. در ديگر کشورها، نظير فرانسه، لفظ
در اين رابطه اذعان دارد که اگر چه خود من گاهي اوقات اصطلاح Lambert تعريف کر د. لامبرت « نام و ماهيت ترجمه » آن ر ا Holmes
ابعاد وسيع تري را در بر مي گيرد. « ترجمه شناسي » را ترجيح م يدهم، ولي عملاً اين دو اصطلاح مترادف هم نيستند و اصطلاح « مطالعات ترجمه »
نتيجه گيري
بر خلاف آنچه که در ديگر رشته هاي تحصيلي اتفاق افتاد، مطرح ساختن مسئله، عملي- تجربي ٨ در علم ترجمه شناسي تجربه اي نسبتاً جديد
(از اواخر دهه ٨٠ ) محسوب مي گردد. چنانچه نظري به مقالات و تازه هاي علم ترجمه شناسي بيندازيم، متوجه مي شويم که بيشتر مطالعات عملي-
تجربي انجام شده در زمي نة ترجم ة کتبي ، منحصر ًا روش درون گرايانه- برون گرايانه ٩، را بکار گرفته اند و اساسا ً نظر خود را بر روي روش
يعني بيان روند ذهني (که در اين مورد دلالت دارد بر روند ذهني مترجم) و آنچه که از آن برداشت م ي گردد، Thinking-Aloud Protocols
معطوف ساخته اند. اين تک بعدي بودن مطالعات باعث شده تا به هنگام برنامه ريزي کاری تحقيقاتي عملي دربار ة ترجمه مشکلاتي در سر راه
برنامه ريز و يا محققي که مايل به انجا م تحقيقاتي در اين زمينه است ، بروز نمايد چرا که در بستر ترجمه هنوز کمبود نظراتي احساس مي گردد که
به هنگام برنامه ريزي مشترک تئور ي ها، طرح ريزي يک کار تحقيقاتي، ايجاد ابزارها ي ترجمه، انتخاب موضوع، تعريف گروه هاي ترجمه و ناظران
ترجمه و ….. خود را نشان خواهد داد. شايان ذکر است که اين رشته ابعاد بسيار وسيعي از آموزش و تربيت مترجم را در بر مي گيرد، ابعادي نظير:
آموزش ترجم ة شفاهي و کتبي، ترجمه در آموزش زبان خارجي، تربيت مترجم، کمک به ترجمه (بررسي ابعاد ترجمه از نظر دستوري، واژگاني،
عبارت شناسي)، نقد ترجمه …… از اين قبيلند. ولي به هنگام طبقه بندي اين رشتة جديد مسئله ای اساسي متمايز مي گردد و آن اين که اگر چه اولين
بار اين رشته در چارچوب زبان شناسي مطرح گرديد ، ولي در حال حاضر قلمرو اين رشته بسی فراتر از اين مبحث رفته و از آن بيشتر به مانند
يکي از رشته هاي مستق ل نظير روانشناسي، جامعه شناسي، ….. صحبت مي شود. مثل اورتادو آلبير كه ترجمه را به مانند متن، به مانند يک عمل
مکالمه اي و يک روند ادراکي در نظر مي گيرد و براي اين که ترجمه داراي اين ماهيت ها باشد مي بايستي ترجمه شناسي را به عنوان يک رش تة
مستقل که به مطالعه و تحليل مسائل بين فرهنگي و روانشناسي زبان مي پردازد، تعريف کرد.
منابع
۱- Aguado de cea, G.: Diccionario comentado de terminología informática. Madrid, Paraninfo, 2ed, 1996.
۱۷- Aguado, G. Durn, Y. P.: La investigación en Lenguas Aplicadas: Enfoque multidisciplinar. Fundación Gómez Pardo.
U.P.M. Madrid, 2001.
۱۸- Bauer, L.: English Word-formation. Cambridge Textbooks in Linguistics, 2000.
۱۹- Beeby, A.; ENSINGER, D. y PRESAS, M.: Investigating Translation. John Benjamins Publishing Company. Amsterdam.
Philadelphia, 1998.
۲۰- Blight, R. C. (sin fecha) Problemas de traducción de la A a la Z. Dallas: Summer Institute of Linguistics. <B>
۲۱- Mounin, G., ( __ ) Los problemas teóricos de la traducción, Universidad Complutense. Madrid.
۲۲- Yerba, G., Teoría y práctica de la traducción, Espasa calpe, Madrid, 2000.
۲۳- Albir, H., Amparo.. Traducción y traductología. Cátedra: Madrid.<B>, 2001.
۲۴- Larsen, M. L., La traducción basada en el significado. Buenos Aires: Editorial Universitaria de Buenos Aires. <B>, 1989.
۲۵- Steiner, G., After Babel – Aspects of Language & Translation. New York: Oxford University Press, 1975.
۲۶- ____________, The claims of Theory. New York: Oxford University Press, 1975.
۲۷- Tricas. M., Manual de traduccion: Francés- castellano, Barcelona, 1995.
۲۸- www.eurologosgroup.asp
۷- Traductología
۸- Empiric-experimental
۹- Introspectivo- retrospectivo
Archive of SID

ترجمة عملي ترجمة عملي ترجمة عملي ترجمة عملي ترجمة عملي ترجمة عملي ترجمة عملي ترجمة عملي

 

 

www.SID.ir

دیدگاهتان را بنویسید