بازدید: 1

زمستان ۱۳۹۶
۵۲۷ -۵۵۰ .صص
رابطة قابليت مقايسة حسابداري با مديريت سود واقعي و تعهدي
۲ ، فاطمه قشقايي ۱ علي رحماني
چكيده: هدف پژوهش حاضر بررسي رابطة بين قابليت مقايسة حسـابداري و انتخـاب رويكـرد
مديريت سود است. انجام مديريت سود با استفاده از دو روش اقلام تعهدي و واقعي امكانپـذير
اســت. قابليــت مقايســه نيــز يكــي از ويژگــيهــاي كيفــي اطلاعــات حســابداري اســت كــه
استفادهكنندگان صورتهاي مالي را قادر ميسازد تا شباهتهـا و تفـاوتهـاي موجـود بـين دو
مجموعه از اطلاعات را شناسايي و درك كنند و در تصميمگيريهاي خود مـدنظر قـرار دهنـد.
يكي از عواملي كه بهصورت بالقوه ميتواند اين ويژگي را مخدوش كند، استفاده از مديريت سود
تعهدي است. در اين پژوهش بهمنظـور ارزيـابي ويژگـي قابليـت مقايسـه، از خروجـي سيسـتم
حسابداري استفاده شده و رابطة بين سود و بازدهي شركتهاي هم صـنعت، بررسـي مـيشـود.
نمونة آماري پژوهش شامل ۷۲ شركت پذيرفته شده در بـورس اوراق بهـادار تهـران، در شـش
صنعت، طي سالهاي ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۴ است. يافتههاي پـژوهش نشـان مـيدهـد بـين ويژگـي
قابليت مقايسة ارقام حسابداري و مديريت سود واقعي و تعهدي، رابطة معناداري وجود ندارد.

واژههاي كليدي: تصميمگيري، قابليت مقايسة حسابداري، مديريت سود برمبناي اقلام تعهدي،
مديريت سود واقعي، مديران.
۱ .استاد حسابداري، دانشكدة علوم اجتماعي و اقتصادي، دانشگاه الزهرا (س)، تهران، ايران
۲ .دانشجوي دكتري حسابداري، دانشكدة علوم اجتماعي و اقتصادي، دانشگاه الزهرا (س)، تهران، ايران
تاريخ دريافت مقاله: ۲۳/۰۱/۱۳۹۶
تاريخ پذيرش نهايي مقاله: ۳۰/۰۹/۱۳۹۶
نويسندة مسئول مقاله: فاطمه قشقايي
E-mail: Ghashghaei.fatemeh@gmail.com
۵۲۸ ــــــــــــــــــــــــ رابطة قابليت مقايسة حسابداري با مديريت سود واقعي و تعهدي
مقدمه
سرمايهگذاران و اعتباردهندگان همواره تلاش ميكنند كه بـا كسـب اطـلاع از وضـعيت مـالي و
عملياتي شركتها و مقايسة آن با اطلاعات ساير شركتهاي رقيب، بهترين انتخابهـا را انجـام
دهند. بيشك، گزارشهاي مالي شركتها يكـي از سـودمندترين منـابع مـورد اسـتفاده در ايـن
زمينهاند. سودمندي اين گزارشها نشئت گرفته از ويژگيهاي كيفي متعدد آنهاسـت كـه قابليـت
مقايسه، يكي از اين ويژگيها محسوب ميشود. هيئت استانداردهاي حسـابداري مـالي (FASB (
در سال ۱۹۸۰ ،در تعريف قابليت مقايسه بيان كرد كه قابليت مقايسـه ويژگـي كيفـي اطلاعـات
است كه استفادهكنندگان را قادر ميسازد شباهتها و تفـاوتهـاي موجـود بـين دو مجموعـه از
پديدههاي اقتصادي را شناسايي و درك كنند. ديفرانكو، كوتـاري و وردي (۲۰۱۱ (نيـز سيسـتم
از رويدادهاي اقتصادي ۱ حسابداري را نظامي در نظر ميگيرند كه مسئوليت آن ترسيم نقشههايي
در قالب صورتهاي مالي است. آنهـا معتقدنـد كـه اگـر سيسـتم حسـابداري دو شـركت، بـراي
مجموعهاي يكسان از رويدادهاي اقتصادي، صورتهاي مالي مشابهي توليد كند، اين دو سيسـتم
قابل مقايسه هستند. قابليت مقايسه، موجب بالا رفتن سرعت پردازش اطلاعات و درك سريعتـر
شباهتها و تفاوتهاي موجود در گزارشها شده و هزينهها و خطاهاي مرتبط با فرايند پـردازش
اطلاعات توسط سرمايهگذاران و تحليلگران را كاهش ميدهـد. بـه بيـان ديگـر، هرچـه قابليـت
مقايسة ارقام حسابداري افزايش پيدا كند، اين اطلاعات براي استفادهكننـدگان بـرون سـازماني و
فعالان بازار شفافتر ميشوند (سون، ۲۰۱۶ .(از اين رو، سرمايهگذاران علاقهمندند گزارشهـايي
را دريافت كنند كه قابليت مقايسة بيشتري داشته باشند.
ويژگي قابليت مقايسة اطلاعات حسابداري در پژوهشهاي معدودي بررسي شده است؛ زيـرا
اين خاصه، يك ويژگي نسبي بوده و مانند ساير خاصههاي حسابداري، مطلق و مستقل نيسـت و
ميتواند يكي از دلايل بررسي نشدن آن در پژوهشها باشد. از اين رو بررسـي قابليـت مقايسـه،
بهويژه براي نمونـههـاي بـزرگ، كـار دشـواري اسـت (سـون، ۲۰۱۶ .(بـهطـور كلـي مـيتـوان
پژوهشهايي را كه در زمينة قابليت مقايسة ارقام حسابداري انجام شدهاند، بـه دو گـروه تفكيـك
كرد: بر حسب معيار سنجش قابليت مقايسه (ورودي سيستم حسابداري يا خروجي آن)، بر حسب
نحوة تأثير عوامل بر قابليت مقايسه (كاهنده يا افزاينده).
منظور از «معيار سنجش» قابليت مقايسه، اين است كه «قابليت مقايسة ارقام حسابداري» بـا
توجه به وروديهاي سيستم حسابداري يا خروجيهاي آن سنجيده ميشود. برخـي پژوهشـگران
(براي مثال بارث، لندزمن و لانگ، ۲۰۰۸ و لانگ، مافت و اونـز، ۲۰۱۰ ،(كـاربرد اسـتانداردهاي
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱٫ Mapping
ا ୀر ری ਉی
و ، دورة ۲۴ ،شمارة ۴ ،زمستان ۱۳۹۶ ـــــــــــــــــــــــــــــ ۵۲۹ ࣹساਉୀ୓ ی ی ࣹسا঴د
حسابداري يكسان و رويههاي حسابداري يكسان را بهعنوان معيارهايي از قابليـت مقايسـة ارقـام
حسابداري در نظر گرفتهاند. منطق استدلال آنها اين است كـه اسـتفاده از وروديهـاي يكسـان،
موجب توليد خروجيهايي ميشـود كـه بـا يكـديگر قابـل مقايسـهانـد. در مقابـل، ديفرانكـو و
همكارانش (۲۰۱۱ (بهمنظور سنجش قابليت مقايسه، مدلي ارائه كردند كه بر خروجيهاي سيستم
حسابداري متمركز است. آنها در اين مـدل از اطلاعـات مربـوط بـه سـود و بـازدهي، بـهعنـوان
معيارهايي از قابليت مقايسة ارقام حسابداري استفاده كردند. منطق استدلال اين پژوهشـگران بـر
اين است كه اگر دو سيستم حسابداري مشابه و قابل مقايسه با يكديگر باشند، خروجي آنهـا نيـز
بايد قابل مقايسه با يكديگر باشد.
نوع دوم پژوهشها كه بر «نحوة تأثير عوامل» متمركزند، به اين نكته مـيپردازنـد كـه چـه
عواملي موجـب افـزايش يـا كـاهش قابليـت مقايسـة ارقـام حسـابداري مـي شـوند. بسـياري از
پژوهشهاي گذشته، بر عواملي نظير اسـتفاده از اسـتانداردهاي حسـابداري يكسـان، رويـههـاي
حسابداري يكسان و …، بهعنوان عوامل افزايندة قابليت مقايسه تمركز داشتند، پـژوهش لانـگ و
همكاران (۲۰۱۰ (و ديفاند، هو، هانگ و لي (۲۰۱۱ (نمونههايي از اين موارد هسـتند. در مقابـل،
سون (۲۰۱۶ (در پژوهش خود با رويكرد متفاوتي به بررسي عاملي پرداخته است كـه كـاربرد آن
موجب كاهش قابليت مقايسة ارقام حسابداري شركتها ميشـود. از نظـر سـون، مـديريت سـود
تعهدي يكي از عوامل بالقوهاي است كه موجب كاهش قابليت مقايسة ارقام حسابداري شركتها
ميشود. مديريت سود، بهطور كلي از دو راه امكانپـذير اسـت: مـديريت فعاليـتهـاي واقعـي و
مديريت اقلام تعهدي. در مديريت سود از طريق دستكاري اقـلام تعهـدي اختيـاري، رويـههـاي
حسابداري بهكار گرفته شده مبتني بر اصول پذيرفته شدة حسابداري هستند، اما تلاش مـيشـود
عملكرد اقتصادي واقعي، مبهم نشان داده شود. مديريت سود واقعـي زمـاني روي مـيدهـد كـه
مديران فعاليتهايي را انجام دهند كه آنها را از بهترين عملكـرد منحـرف كنـد، بـهگونـهاي كـه
بتوانند سودهاي مدنظرشان را گزارش كنند (رحماني و رامشـه، ۱۳۹۲ .(از ايـن رو، بـهكـارگيري
مديريت سود بر مبناي اقلام تعهدي اختياري ميتواند تهديد جدي براي قابليت مقايسة اطلاعات
حسابداري شمرده شود، هرچند خلاف اصول پذيرفته شـدة عمـومي حسـابداري نباشـد. بـه ايـن
ترتيب، انتظار ميرود در شرايطي كه مديران بهدنبال حفظ منافع حاصل از ويژگي قابليت مقايسة
اطلاعات حسابداري براي شركت خود هستند، كمتر از مديريت سـود بـر مبنـاي اقـلام تعهـدي
اختياري استفاده كرده و بهعنوان رويكرد جايگزين، بيشتر به سمت استفاده از مـديريت سـود بـر
مبناي اقلام واقعي گرايش پيدا كنند.
۵۳۰ ــــــــــــــــــــــــ رابطة قابليت مقايسة حسابداري با مديريت سود واقعي و تعهدي
با توجه به معدود بودن پژوهشهايي كه تـا كنـون قابليـت مقايسـة حسـابداري را برحسـب
خروجيهاي سيستم حسابداري سنجيدهاند و همچنين پژوهشهايي كه به بررسي عوامل كاهندة
قابليت مقايسة حسابداري پرداختهاند، پژوهش حاضر ايـن دو حـوزه را مـدنظر قـرار داده اسـت و
هدف اصلي آن، بررسي رابطة بـين ويژگـي قابليـت مقايسـة ارقـام حسـابداري و انتخـاب روش
مديريت سود با استفاده از مدل ديفرانكو و همكارانش (۲۰۱۱ (است. همچنين در ايـن پـژوهش
از مدل ديچـو، اسـلون و سـوئيني (۱۹۹۵ (بـهمنظـور بررسـي مـديريت سـود تعهـدي و مـدل
رويچودهري (۲۰۰۶ (بهمنظور بررسي مديريت سود واقعي استفاده شده است.
پيشينة نظري پژوهش
سرمايهگذاران، قـانونگـذاران، دانشـگاهيان و پژوهشـگران، همـه بـر اهميـت قابليـت مقايسـة
صورتهاي مالي تأكيد ميكنند، اما عليرغم اين تأكيدها، تـاكنون سـازة حسـابداري مشخصـي
براي سنجش قابليت مقايسه ارائه نشده است (ديفرانكو و همكاران، ۲۰۱۱ .(كميسيون بورس و
اوراق بهادار (SEC (در سال ۲۰۰۰ بيان ميكند كه توجـه بـه ويژگـي قابليـت مقايسـه، هنگـام
تصميمگيري سرمايهگذاران درخصوص فرصتهاي سرمايهگذاري جـايگزين و تخصـيص بهينـة
منابع مشخص خواهـد شـد. ايـن ويژگـي موجـب تسـهيل تخصـيص سـرمايه و افـزايش اعتمـاد
سرمايهگذاران ميشود. هيئت استانداردهاي حسابداري مالي (FASB (در سال ۱۹۸۰ در چارچوب
مفهومي خود بيان ميكند كه «تصـميمهـاي سـرمايهگـذاري و اعطـاي وام، اساسـاً بـا ارزيـابي
فرصتهاي جايگزين در ارتباط است و اگر اطلاعات قابل مقايسه در دسترس نباشـد، نمـيتـوان
تصميمهاي منطقي اخذ نمود». دو هيئت FASB و IASB در سال ۲۰۱۰ در چارچوب مفهـومي
مشـترك خـود، قابليـت مقايسـة حسـابداري را ويژگـي كيفـي اطلاعـات مـالي برشـمردند كـه
استفادهكنندگان را قادر ميسازد شباهتها و تفاوتهاي موجود در اقلام گزارش شده را شناسايي
و درك كنند. بر اساس مباني نظـري اسـتانداردهاي حسـابداري ايـران (۱۳۹۰ (ويژگـي قابليـت
مقايسه، يكي از خصوصيات كيفي اطلاعات حسابداري اسـت كـه بـه ارزيـابي اسـتفادهكننـدگان
صورتهاي مالي از وضعيت مالي، عملكرد مـالي و انعطـافپـذيري مـالي واحـد تجـاري كمـك
ميكند. ثبات رويه و افشاي كامل، ازجمله خصوصيات كيفـي ديگـري هسـتند كـه در چـارچوب
نظري استانداردهاي حسابداري ايران، زيرمجموعة قابليت مقايسه قرار گرفتهاند.
قابليت مقايسه يكي از ويژگيهاي گزارشگري مالي است كه كميـت و كيفيـت اطلاعـات در
دسترس براي سرمايهگذاران را افزايش ميدهد و به آنها امكان ميدهد از طريق ارزيابي عملكرد
گذشتة شركت، عملكرد آتي آن را با دقت بيشتري پيشبيني كرده و بر مبناي آن تصـميمگيـري
ا ୀر ری ਉی
و ، دورة ۲۴ ،شمارة ۴ ،زمستان ۱۳۹۶ ـــــــــــــــــــــــــــــ ۵۳۱ ࣹساਉୀ୓ ی ی ࣹسا঴د
كنند (فروغي و قاسمزاد، ۱۳۹۴ .(بديهي است كه قابليت مقايسه براي شركتهـايي كـه در يـك
صنعت فعاليت ميكنند و ساختار بازار سرماية آنها شباهت بيشتري دارد، بايد بيشتر از شركتهايي
باشد كه در صنايع مختلف يا در بازارهاي سرمايهاي فعاليت ميكنند كه شـباهت كمتـري دارنـد.
قابليت مقايسه براي شركتهايي كه ويژگيهاي ساختار سود آنها مشـابه اسـت، بيشـتر از سـاير
شركتهاست. براي مثال، كيفيت اقلام تعهدي، پيشبينيپذيري سود، هموارسازي سـود و حتـي
گزارش زيان، ميتوانند عوامل مؤثري بر قابليت مقايسة اطلاعات شركتها باشـند (ديفرانكـو و
همكاران، ۲۰۱۱ .(
براساس تئوريهاي مربوط بـه مـديريت سـود، دو ديـدگاه كلـي وجـود دارد؛ ديـدگاه رفتـار
فرصتطلبانه و ديدگاه مديريت سود اثربخش. در ديدگاه فرصتطلبانه، هـدف از مـديريت سـود،
برآوردهكردن اهداف شخصي مديران است كه در موارد بسياري بـا منـافع مالكـان و سـهامداران
متضاد است. استفاده از اين روش در آينده براي شركت پيامدهاي منفي بهدنبال خواهد داشت. در
ديدگاه مديريت سود اثربخش، بحث علامتدهـي مطـرح مـيشـود. در ايـن رويكـرد، هـدف از
مديريت سود، بهبود وضع شركت است و فرض ميشود كه مدير بـا هـدف افـزايش اثربخشـي و
كارايي عمليات شركت، دست به مديريت سود ميزند. استفاده از اين روش در آينده براي شركت
پيامدهاي مثبتي را بهدنبال خواهد داشـت (عظيمـي و مشـايخي، ۱۳۹۵ .(بـهطـور كلـي دو نـوع
مديريت سود وجود دارد، مديريت سود واقعي و مديريت سود تعهدي.
مديريت سود تعهدي با استفاده از تغيير روشهاي حسابداري و برآوردهاي انجام شده، هنگام
گزارشگري در صورتهاي مالي صورت ميگيرد. براي مثال ميتوان به تغيير در روش استهلاك
داراييها و تغيير در ذخيرة مطالبات مشكوكالوصول اشاره كرد. معمولاً اين روش موجب ميشود
سود حسابداري بدون اين كه آثار نقدياي برجاي داشته باشد، به هدف مد نظر نزديك شـود. در
مديريت سود با استفاده از اقلام واقعي، فعاليتهـاي واقعـي شـركت بـهطـور عمـدي دسـتكاري
ميشود تا سود گزارش شده به هدف مد نظر مديران نزديك شود. اين روش از طريـق تغييـر در
زمانبندي فعاليتها يا تغيير در ساختار معاملات صورت ميگيرد (دچو و همكـاران، ۱۹۹۵ .(روي
چودهري (۲۰۰۶ (براي مديريت سود واقعي سه روش در نظـر مـيگيـرد: تغييـر در زمـانبنـدي
فروش، تغيير در هزينههاي اختياري و تغيير در حجم توليد. در رويكرد تغيير در فروش، با اعطاي
تخفيفات يا تغيير در شرايط اعتباري، مـديران سـود دورة جـاري را تغييـر مـيدهنـد. ايـن اقـدام
بهصورت مستقيم بر جريانهاي نقدي اثرگذار است. در رويكرد تغييـر در هزينـههـاي اختيـاري،
مخارجي مانند تحقيق و توسعه، تبليغات، تعميرات، هزينههاي اداري و عمومي با توجه بـه هـدف
مدير، تغيير ميكنند. در روش سوم مديريت سود واقعي، مديران ميتوانند از طريق تنظيم ميـزان
۵۳۲ ــــــــــــــــــــــــ رابطة قابليت مقايسة حسابداري با مديريت سود واقعي و تعهدي
توليد، هزينههاي سربار توليد را به تعداد كمتر يا بيشتري از واحدهاي توليد شده تخصيص داده و
حاشية سود محصولات را مطابق نظر خود تغيير دهند.
پيشينة تجربي پژوهش
قابليت مقايسه
كيم و لي (۲۰۱۰ (در پژوهشي به بررسي اثر پـذيرش اجبـاري اسـتانداردهاي IFRS بـر انتقـال
اطلاعات درون صنعت از اعلاميههاي سود پرداختند. يافتههاي اين پـژوهش نشـان داد افـزايش
كيفيت گزارشگري مالي و بهبود ويژگي قابليت مقايسة اطلاعات حسـابداري در نتيجـة پـذيرش
IFRS ،موجب انتقال بهتر اطلاعات درون صنعت ميشود. ديفرانكـو و همكـارانش (۲۰۱۱ ،(در
به بررسي تأثير قابليت مقايسة صورتهاي مـالي بـر پوشـش و ويژگـي پـيشبينـي تحليلگـران
پرداختند. نتايج نشان داد افزايش قابليت مقايسة اطلاعات حسـابداري، موجـب افـزايش پوشـش
تحليلگران و همچنين افزايش دقت پيشبيني تحليلگران ميشود و پراكندگي پيشبينـي آنهـا را
كاهش ميدهد. در پژوهشي ديگر، بـارث، لنـدزمن، لانـگ و ويليـامز (۲۰۱۳ (بـه بررسـي تـأثير
بهكارگيري اختياري استانداردهاي IFRS بر قابليت مقايسه و سودمندي بازار سـرمايه پرداختنـد.
نتايج پژوهش نشان داد كه پس از پذيرش اختياري اين استانداردها، اطلاعات شركتهايي كه از
IFRS استفاده كردند، قابليت مقايسة بيشتري با هم داشتند و افـزايش قابليـت مقايسـه موجـب
افزايش اطلاعات در سطح خاص شركتها، افـزايش نقـدينگي بـازار سـرمايه و افـزايش حجـم
معاملات سهام شده است. نتايج پژوهش بارث و همكارانش با اعتقـاد كميسـيون اوراق بهـادار و
بورس آمريكا مبني بر سودمندي قابليت مقايسه در بازار سرمايه، هـمراسـتا اسـت. چـن، كـولين،
كراوت و مرگنتالر (۲۰۱۳ ،(در پژوهش خود رابطة بين قابليت مقايسة صورتهاي مالي و كـارايي
تصميمهاي خريد سـرمايهگـذاران را بررسـي كردنـد. آنهـا بـه ايـن نتيجـه رسـيدند كـه هرچـه
صورتهاي مالي شركتها قابليت مقايسة بيشتري داشته باشند، خريداران بـازده سـهام بـالاتري
كسب ميكنند. چوي، چوي، ماير و زيبـارت (۲۰۱۴ ،(بـه بررسـي ارتبـاط بـين قابليـت مقايسـة
صورتهاي مالي و آگاهيبخشي قيمت سهام در خصوص سـودهاي آتـي پرداختنـد. يافتـههـاي
پژوهش آنها نشان داد آگاهيبخشي قيمت سهم در شركتهايي كه قابليت مقايسـة بيشـتري بـا
شركتهاي هم صنعت خود دارند، بيشتر است. وانگ (۲۰۱۴ (نيـز در پـژوهش خـود بـه بررسـي
هماهنگسازي استانداردهاي حسابداري و قابليت مقايسة صورتهاي مالي پرداخت. وانگ بـا در
نظر گرفتن ويژگي قابليت مقايسه بين دو شركت، به بررسي تأثير اطلاعات سود شركت بر قيمت
سهام شركت ديگر پرداخت. يافتههاي وي نشان داد هماهنـگسـازي اسـتانداردهاي حسـابداري
موجب افزايش قابليت مقايسه ميشود. همچنين در خصوص آن دسته از شركتهايي كه قابليـت
ا ୀر ری ਉی
و ، دورة ۲۴ ،شمارة ۴ ،زمستان ۱۳۹۶ ـــــــــــــــــــــــــــــ ۵۳۳ ࣹساਉୀ୓ ی ی ࣹسا঴د
مقايسة بيشتري با هم دارند، واكنش قيمت سهام آنها به اطلاعات سـود يكـديگر، بيشـتر اسـت.
مرگنتالر، چن، كولين و كراوت (۲۰۱۴ (در پژوهشي به بررسي قابليت مقايسة صورتهاي مالي و
كارايي تصميمگيري در خصوص فرايند تحصيل شركت پرداختند و نتيجه گرفتند در فرايند خريد
سهام يك شركت، هرچه صورتهاي مالي شركت تحصيلشونده با صورتهاي مالي صنعت خود
قابليت مقايسة بيشتري داشته باشد، شركت تحصيلكننده تصميمات بهتـري درخصـوص فراينـد
تحصيل اخذ ميكند. به بياني، قابليت مقايسة صورتهاي مالي موجب ميشود فراينـد تخصـيص
منابع مالي كاراتر باشد.
فروغي و قاسمزاد (۱۳۹۴ (تأثير قابليت مقايسـة صـورتهـاي مـالي را بـر ضـريب واكـنش
سودهاي آتي بررسي كردند و به اين نتيجه دست يافتند كه قابليت مقايسـة صـورتهـاي مـالي،
ضريب واكنش سودهاي آتي را افزايش ميدهد. نتيجة ديگر اين بود كه ويژگي قابليـت مقايسـه
سبب ميشود ميزان بيشتري از اطلاعات خاص شركت در قيمتهاي جاري سهام منعكس شـود.
رهنماي رودپشتي، وكيليفـرد و لـك (۱۳۹۴ (بـه بررسـي سـبك حسـابرس و قابليـت مقايسـة
صورتهاي مالي پرداختند. يافتههاي پژوهش نشان داد صاحبكاران ساير مؤسسههاي حسابرسـي
عضو جامعة حسابداران رسمي در سال و صنعت مشابه، از شباهتهاي بيشتري در ساختار سـود و
اقلام تعهدي در مقايسه با صاحبكاران سازمان حسابرسي برخوردارند. همچنين صاحبكاران يـك
مؤسسة حسابرسي (بجز سازمان حسابرسي)، از نظر ساختار سود و اقلام تعهدي در مقايسه با غير
صاحبكاران آن مؤسسة حسابرسي، شباهتهاي بيشتري با يكديگر دارنـد. در نهايـت يافتـههـاي
پژوهش نشان داد سبك حسابرس بر قابليت مقايسة صورتهاي مالي مؤثر بوده و براي دستيابي
به قابليت مقايسه، علاوه بر نياز به وجود استانداردهاي حسابداري يكنواخت، حسابرسان نيز نقش
با اهميتي دارند. نبات دوست و محمدزاده (۱۳۹۵ (به بررسي تأثير كيفيت حسابرسـي بـر قابليـت
مقايسة صورتهاي مالي در شركتهاي پذيرفته شده در بورس تهران پرداختند و نتيجـه گرفتنـد
كه بين كيفيت حسابرسي و قابليت مقايسة صورتهاي مالي رابطة معناداري وجود دارد. مهرورز و
مرفوع (۱۳۹۵ (رابطة بين قابليت مقايسة صورتهاي مالي را با آگـاهيبخشـي قيمـت سـهام در
خصوص سودهاي آتي بررسـي كردنـد. بـر اسـاس يافتـههـاي پـژوهش، بـين قابليـت مقايسـة
صورتهاي مالي و آگاهيبخشـي قيمـت سـهام، رابطـة مثبتـي وجـود نـدارد و قابليـت مقايسـة
صورتهاي مالي به انعكاس اطلاعات سـودهاي آتـي مربـوط بـه صـنعت و انعكـاس اطلاعـات
سودهاي آتي خاص شركت در قيمت سـهام دورة جـاري كمـك نمـيكنـد. فروغـي و قاسـمزاد
(۱۳۹۵ (تأثير قابليت مقايسة صورتهـاي مـالي را بـر همزمـاني قيمـت سـهام بررسـي كردنـد.
همزماني قيمت سهم معياري است كه بهطور معكوس براي سنجش محتـواي اطلاعـاتي قيمـت
سهام استفاده ميشود. يافتههاي پژوهش نشان داد قابليت مقايسة صورتهاي مالي بر همزمـاني
۵۳۴ ــــــــــــــــــــــــ رابطة قابليت مقايسة حسابداري با مديريت سود واقعي و تعهدي
قيمت سهام تأثير منفي و معنادار ميگذارد. همچنين، شركتهايي كه همزمـاني كمتـري دارنـد،
عدم تقارن اطلاعاتي كمتري نيز دارند. از اين رو، قابليت مقايسة صورتهاي مالي موجب ميشود
كه ميزان بيشتري از اطلاعات خاص شركت در قيمتهاي سهم منعكس شود.
مديريت سود
روي چودهري (۲۰۰۶ (در پژوهشي نشان داد مديران بـهمنظـور خـودداري از گـزارش زيـان، از
فعاليتهاي مديريت سود واقعي استفاده ميكنند. بر اساس يافتههاي وي، شركتها از تخفيفـات
فروش بهمنظور افزايش موقتي فروش، از افزايش توليد بهمنظور كاهش بهاي تمام شـدة كـالاي
فروش رفته و از كاهش هزينههاي اختياري بهمنظور افـزايش حاشـية سـود، اسـتفاده مـيكننـد.
يافتههاي وي نشان داد اثر منفي مديريت سود واقعي بر عملكرد شركت كه از طريـق دسـتكاري
فعاليتهاي واقعي صورت ميگيرد، موجب كاهش ارزش شركت ميشود؛ زيرا اقدامات ايـن دوره
كه در راستاي افزايش سود صورت گرفته است، بر جريانهاي نقـدي دورههـاي آتـي اثـر منفـي
ميگذارد. كوهن، دي و ليز (۲۰۰۸ (در پژوهشي ميزان مديريت سود از طريـق اقـلام تعهـدي و
فعاليتهاي واقعي را در دورة قبل و بعد از قانون ساربينز اكسلي بررسي كردنـد. يافتـههـاي ايـن
پژوهش نشان داد از سال ۱۹۸۷ تا ۲۰۰۳ مديريت سود از طريق اقلام تعهدي افزايش يافته، امـا
پس از تصويب قانون ساربنز آكسلي، اين روند كاهشي بـوده اسـت. در مقابـل مـديريت سـود از
طريق فعاليتهاي واقعي، بعد از تصويب قانون ياد شده، بهطور چشمگيري افزايش يافتـه اسـت.
ماتسورا (۲۰۰۸ ،(در پژوهشي به بررسي رابطة بين مديريت سود واقعي و مديريت سود حسابداري
با توجه به هموارسازي سود پرداخت. يافتههاي وي نشان داد مديريت سود واقعي و مديريت سود
حسابداري در راستاي هموارسازي سود استفاده ميشوند و مديريت سود واقعـي و مـديريت سـود
حسابداري با يكديگر رابطة مثبتي دارند. يافتههاي بسياري از پژوهشهاي گذشته مانند پـژوهش
ايورت و واگنهور (۲۰۰۵ ،(كوهن و همكاران (۲۰۰۸ ،(كوهن و زارووين (۲۰۱۰ (نشان مـيدهـد
در صورت سختگيرانه بودن قوانين حاكم بر گزارشگري مالي شركتها، مديران ترجيح ميدهند
از مديريت سود برمبناي اقلام تعهدي كمتر استفاده كنند و در مقابل به استفاده از مديريت سـود
با اقلام واقعي روي آورند. ليگيت، پارسون و ريتنگا (۲۰۰۹ (بـا انجـام پژوهشـي بـه ايـن نتيجـه
رسيدند كه استفاده از مديريت سود واقعي با بازده داراييها و وجه نقد كسب شده از فعاليتهـاي
عملياتي دورة آتي، رابطة منفي دارد. سانجايا و ساراگيه (۲۰۱۲ (تأثيرگذاري مديريت سود واقعـي
بر مديريت سود تعهدي را بررسي كردند و نشان دادند كه مديريت سود واقعي بر مـديريت سـود
تعهدي بهطور مستقيم تأثيرگذار است و هرچه دستكاري فعاليتهاي واقعي بيشتر شـود، موجـب
تأثير بيشتر بر مديريت سـود تعهـدي در پايـان دوره مـيشـود. ناكاشـيما و زيبـارت (۲۰۱۵ ،(در
ا ୀر ری ਉی
و ، دورة ۲۴ ،شمارة ۴ ،زمستان ۱۳۹۶ ـــــــــــــــــــــــــــــ ۵۳۵ ࣹساਉୀ୓ ی ی ࣹسا঴د
پژوهشي بررسي كردند كه آيا قانون ساربينز آكسلي در ژاپن تأثيري بر مـديريت سـود و كيفيـت
سود داشته است يا خير. آنها به اين نتيجه رسيدند كه مديريت سود تعهـدي بـراي شـركتهـاي
نمونه، قبل و بعد از قانون ساربينز آكسلي شايان توجه بـوده، ولـي مـديريت سـود واقعـي بـراي
شركتهاي نمونه در دورة بعد از قانون ساربينز آكسلي، كاهش يافته است.
كرمي، داورينژاد و تحريري (۱۳۹۰ (در پژوهشي رابطة بين مديريت سود واقعي و مـديريت
سود حسابداري را در جهت هموارسازي سود بررسي كردنـد و نشـان دادنـد كـه هرگـاه مـديران
متوجه شوند سود گزارششدة آنها كمتر از سطح سود مورد انتظارشان است، سـطوح بهينـهاي را
براي هر دو نوع مديريت سود مشخص ميكنند و تصميمات دستكاري فعاليتهاي واقعي و اقلام
تعهدي را بهطور هم زمان درنظر ميگيرند. رحماني و رامشه (۱۳۹۲ (به بررسي رابطة جـايگزيني
ميان مديريت سود تعهدي و واقعي پرداختند و نشان دادند مديران بر مبناي هزينههاي نسبي هر
يك از دو روش مديريت سود تعهدي و واقعي، اين دو را براساس رابطة جايگزيني بهكار ميبرند.
مشايخي و عظيمي (۱۳۹۵ (در پژوهشي به بررسي تأثير توانـاييهـاي مـديريت بـر رابطـة بـين
مديريت سود واقعي و عملكرد آتي شركت پرداختند. يافتههاي پژوهش نشـان داد بـين مـديريت
سود واقعي و عملكرد آتي شركت رابطة منفي وجود دارد و تواناييهاي مديريت اين رابطة منفـي
را كاهش نميدهد. كاميابي، شهسواري و سلماني (۱۳۹۵ (نيز تأثير مديريت سـود تعهـدي را بـر
رابطة بين مديريت واقعي سود و هزينة سرمايه بررسي كردند. نتايج پژوهش آنها نشـان داد بـين
تمام معيارهاي مديريت سود واقعي و هزينة سرمايه، رابطة مثبت معناداري وجـود دارد. همچنـين
مديريت سود واقعي نه تنها بهصورت مستقيم بر هزينة سـرمايه تأثيرگـذار اسـت، بلكـه بـهطـور
غيرمستقيم و از طريق مديريت سود تعهدي نيز بر آن اثر ميگذارد. به بيان ديگر مـديريت سـود
واقعي، موجب بالا رفتن مديريت سود تعهدي شده و مديريت سود تعهـدي نيـز موجـب افـزايش
هزينة سرمايه ميشود. مشايخي و حسينپور (۱۳۹۵ (رابطة بين مديريت سود واقعـي و مـديريت
سود تعهدي را در شركتهاي مشكوك بـه تقلـب بـورس اوراق بهـادار تهـران بررسـي كردنـد.
يافتههاي پژوهش نشان داد مديريت سود واقعي بر مديريت سود تعهدي در شركتهاي بورسـي
مشكوك به تقلب، تأثير منفي و معناداري دارد.
با توجه به اهداف پژوهش، فرضيههاي اين پژوهش به شرح زير مطرح ميشوند:
۱ .هرچه ميزان مديريت سود با استفاده از اقـلام تعهـدي در يـك شـركت كمتـر باشـد،
سيستم حسابداري آن شركت ارقامي توليد ميكند كه قابليت مقايسة بيشتري با ارقـام
حسابداري ساير شركتها دارد.
۵۳۶ ــــــــــــــــــــــــ رابطة قابليت مقايسة حسابداري با مديريت سود واقعي و تعهدي
۲ .هرچه ميزان مديريت سود با استفاده از اقلام واقعي در يك شركت بيشتر باشد، سيستم
حسابداري آن شركت ارقامي توليـد مـيكنـد كـه قابليـت مقايسـة بيشـتري بـا ارقـام
حسابداري ساير شركتها دارند.
روششناسي پژوهش
تجزيه و تحليل دادههاي پژوهش، با استفاده از نرمافزارهاي Excel ،SPSS و STATA صورت
گرفته است. جامعة آماري اين پژوهش از نظر مكاني به شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق
بهادار تهران محدود ميشود. شركتهايي كه داراي شـرايط زيـر نبودنـد، از نمونـة آمـاري كنـار
گذاشته شدند:
۱ .تا ابتداي سال ۱۳۸۱ در بورس اوراق بهادار تهران پذيرفته شده باشند،
۲ .سال مالي آنها منتهي به ۲۹ اسفند بوده و در دورة مورد مطالعه، سال مالي خود را تغيير
نداده باشند،
۳ .جزء بانكها، مؤسسههاي مالي، شركتهاي سرمايهگذاري، هلدينگها، ليزينگ و بيمه
نباشند،
۴ .اطلاعات مورد نياز شركتها در قلمرو زماني ياد شده در دسترس باشد.
از آنجا كه متغيرهاي مستقل و وابستة پژوهش در سطح صنعت تعريف و محاسبه شدند، تنها
صنايعي در نظر گرفته شدند كه حداقل اطلاعات ۷ شركت از آنها با توجه به معيارهـاي پـژوهش
در دسترس باشد. به اين ترتيب اطلاعات ۷۲ شركت در شش صنعت تحت بررسي قـرار گرفتنـد.
بهمنظور محاسبة معيارهاي تجربي قابليت مقايسه، از اطلاعات شش ماهه و سالانة شركتهـايي
استفاده شده است كه حسابرسي شدهاند. با توجه به ايـن كـه بـراي محاسـبة معيارهـاي قابليـت
مقايسه به دادههاي ۸ نيمسال (دورة جاري و ۳ سال قبل) نياز بود، در اين پـژوهش از دادههـاي
سالهاي ۱۳۸۱ تا ۱۳۹۴ استفاده شده است. قلمروي زماني پژوهش، فاصلة سالهـاي ۱۳۸۴ تـا
۱۳۹۴ است.
متغيرها و مدلهاي پژوهش
در ادامه، مدلهاي قابليت مقايسة حسابداري، مدل مديريت سـود تعهـدي، مـدل مـديريت سـود
نقدي و مدل آزمون فرضيههاي پژوهش و متغيرهاي آنها شرح داده ميشوند.

ا ୀر ری ਉی
و ، دورة ۲۴ ،شمارة ۴ ،زمستان ۱۳۹۶ ـــــــــــــــــــــــــــــ ۵۳۷ ࣹساਉୀ୓ ی ی ࣹسا঴د
مدل قابليت مقايسة حسابداري
در اين پژوهش بهمنظور تخمين ميزان و سطح قابليت مقايسة حسابداري شـركت ـ سـالهـا، از
رويكرد تجربي ديفرانكو و همكارانش (۲۰۱۱ (استفاده شـده اسـت. پـيش از پـژوهش آنهـا، در
بيشتر پژوهشها، قابليت مقايسة حسابداري با استفاده از وروديهـاي سيسـتم حسـابداري ماننـد
استانداردها يا روشهاي حسابداري، سنجيده ميشد. سنجش قابليت مقايسة سيستم حسابداري با
استفاده از وروديهاي آن، چالشهايي را به همراه دارد؛ زيرا بايد تصميمگيري شود كه كدام يك
از انتخابهاي حسابداري را بايد مد نظر قرار داد، چگونـه بـه آنهـا وزن داد و درنهايـت، چگونـه
تفاوتهاي پيادهسازي روشها را در محاسبات وارد كرد. از اين رو، با توجه به دلايل گفته شـده،
در بيشتر پژوهشها، بررسي نمونة بزرگي از شركتها، دشوار بود. برخلاف پژوهشهاي گذشـته،
ديفرانكو و همكـارانش بـهمنظـور بررسـي ميـزان قابليـت مقايسـة حسـابداري شـركتهـا، از
خروجيهاي سيستم حسابداري استفاده كردند. اگر سيستمهاي حسابداري دو شركت بـا يكـديگر
مشابه باشند، بايد خروجي آنها نيز براي رويدادهاي اقتصـادي يكسـان، مشـابه باشـد. از ايـن رو
ديفرانكو و همكارانش بازده سهام و سود
را بهترتيب، بـهعنـوان معيارهـاي خلاصـهشـدهاي از ۱
رويدادهاي اقتصادي و خروجي حسابداري در نظر گرفتند.
بر اساس آنچه بيان شد، بهمنظـور تشـريح ويژگـيهـاي سيسـتم حسـابداري يـك شـركت،
رگرسيون زير براي هر شركت ـ سال با استفاده از دادههاي سري زماني شش ماهـه، بـراي دورة
چهارسالة اخير منتهي به پايان سال ݐ، برآورد ميشود تا ضرايب ߙ و ߚ براي آن شركت محاسبه
شود. در رابطة زير، منظور از سود، سود خالص شش ماهه است كه باتوجه به ارزش بازار سـرمايه
در پايان دوره، مقياسزدايي شده است. منظور از بازدهي، بازدهي طي نيمسال است.
௧௜ߝ + ௧݊௜ݎݑݐܴ݁௜ߚ + ௧௜ߙ = ௧ ௜رابطة ۱ (ݏ݃݊݅݊ݎܽܧ
در گام اول، براي هر سال ـ شركت با استفاده از رابطة ۱ و دادههاي ۸ نـيمسـال (نـيمسـال
فعلي و ۷ نيمسال قبل)، ضرايب ߙ و ߚ برآورد شدند. ضرايب ߙ و ߚ هـر شـركت در هـر سـال،
نشاندهندة ويژگي سيستم حسابداري آن شركت در آن سال است. در گام بعدي، ضرايب ߙ و ߚ
در رابطة ۲ قرار گرفتند و سود مورد انتظار شركت ݅ براي آن سال، بـرآورد شـد. اگـر فـرض بـر
مشابه بودن سيستم حسابداري دو شركت ݅ و ݆ باشد، بايد تخمين سود مورد انتظار شـركت ݅ بـا
استفاده از ضرايب ߙ و ߚ شركت ݆ نيز خروجي (عدد) مشابهي را نشان دهد (رابطههاي ۲ و ۳ .(
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱٫ Earnings
۵۳۸ ــــــــــــــــــــــــ رابطة قابليت مقايسة حسابداري با مديريت سود واقعي و تعهدي
መ رابطة ۲ (ߚ + ௜ොߙ = ௧)௜௜ݏ݃݊݅݊ݎܽܧ)ܧ
௧݊௜ݎݑݐܴ݁௜
መ رابطة ۳ (ߚ + ௝ොߙ = ௧)௜௝ݏ݃݊݅݊ݎܽܧ)ܧ
௧݊௜ݎݑݐܴ݁௝
هرچه سيستمهاي حسابداري دو شركت با يكديگر قابليـت مقايسـة بيشـتري داشـته باشـند،
تفاوت كمتري بين دو سود مورد انتظار مشاهده خواهد شد. باتوجه به مطالب گفته شـده، قابليـت
مقايسة حسابداري بين شركتهاي ݅ و ݆ به شرح زير تعريف خواهد شد.
௧ห)௜௝ݏ݃݊݅݊ݎܽܧ)ܧ − ௧)௜௜ݏ݃݊݅݊ݎܽܧ)ܧห × ෍۸/۱ = −௧ ௜௝رابطة ۴ (ݐܿܿܣ݌݉݋ܥ

௧ି଻
قابليت مقايسة حسابداري براي تمام زوج شركتهاي j-i موجود در نمونة هر صـنعت، بـراي
سالهاي مورد بررسي، محاسبه شد؛ به اين معنا كه با توجه به رابطة ۴ ،سود مورد انتظار شـركت
݅ براساس معادلة اين شركت و معادلة شركت ݆ كـه هـم صـنعت آن اسـت (و در نمونـة آمـاري
پژوهش موجود است)، برآورد شد و اختلاف سودهاي انتظاري بهدست آمـد. بايـد اخـتلاف سـود
مورد انتظار هر شركت را با تمام شركتهاي هم صنعت خود كه در نمونة آماري موجود هسـتند،
براي هر سال ـ شركت محاسبه كرد و اختلاف سودهاي مورد انتظار را بهدست آورد. بعد از مرتب
كردن نزولي تمام تركيبهاي بهدست آمده براي هـر شـركت i ،متغيـر ݐ݅ݐܿܿܣ݌݉݋ܥ_۴ܯ از
طريق ميانگينگيري از ۴ عدد بزرگتر ௧௜௝ݐܿܿܣ݌݉݋ܥ محاسبه ميشود. به اين ترتيـب سـطح
قابليت مقايسة حسابداري هر شركت ـ سال، بهدست ميآيد.
مدل مديريت سود تعهدي
در اين پژوهش از بخش غيرعادي اقلام تعهدي، بهعنـوان معيـاري از رفتارهـاي فرصـتطلبانـة
مديران براي مديريت سود با استفاده از اقلام واقعي استفاده شده است. بهمنظور تفكيـك بخـش
عادي (منتظره) اقلام تعهدي از بخـش غيرعـادي (غيرمنتظـره) آن، از مـدل جـونز تعـديلشـده
(ديچو و همكاران، ۱۹۹۵ (استفاده شد.
رابطة ۵ (௧௜ܥܣܶ
ܣ௜௧ିଵ
= ߚଵሾ۱/ܣ௜௧ିଵሿ + ߚଶሾ∆݈ܵܽ݁ݏ௜௧/ܣ௜௧ିଵሿ + ߚଷሾܲܲܧ௜௧/ܣ௜௧ିଵሿ
௧௜ߝ + ௧௜ܣܱܴ +
در رابطة ۵ ،ܥܣܶ معرف كل اقلام تعهدي؛ ܣ كل داراييها؛ ݏ݈݁ܽܵ∆ تغييرات خالص ارزش
فروش؛ ܧܲܲ اموال، ماشينآلات و تجهيزات و ܣܱܴ نشاندهندة بازده داراييها طي سال است.
بهمنظور تخمين عملكرد تعديلشده با توجه به اقلام تعهدي اختياري، بازده دارايـيهـا در رابطـه
ا ୀر ری ਉی
و ، دورة ۲۴ ،شمارة ۴ ،زمستان ۱۳۹۶ ـــــــــــــــــــــــــــــ ۵۳۹ ࣹساਉୀ୓ ی ی ࣹسا঴د
گنجانده شـده اسـت (كوتـاري، لئـون، واسـلي، ۲۰۰۵ .(بـا اسـتفاده از رابطـة ۶ ،اقـلام تعهـدي
غيراختياري (NTAC (محاسبه شدند:
ܰܶܥܣ௜௧ = ߚଵ (۶ رابطة ሾ۱/ܣ௜௧ିଵሿ + ߚଶሾ(∆݈ܵܽ݁ݏ௜௧ − ∆ܴܥܧ௜௧)/ܣ௜௧ିଵሿ
+ ߚଷሾܲܲܧ௜௧/ܣ௜௧ିଵሿ + ߚସܴܱܣ௜௧
كه در آن، ௧௜ܥܧܴ∆ تغييرات خالص دريافتنيها را نشان ميدهد. در نهايـت، اقـلام تعهـدي
غير اختياري از كل اقلام تعهدي ـ كه با توجه به داراييهاي سال قبل بيمقياس شـدند ـ كسـر
شده و اقلام تعهدي اختياري (ܥܣܦ) محاسبه شدند. اقلام تعهدي اختياري، اصليترين شـاخص
سنجش مديريت سود با استفاده از اقلام واقعي است.
مدل مديريت سود واقعي
روي چودهري (۲۰۰۶ (سه روش را براي دستكاري سود واقعي و اثـر آنهـا بـر سـطح غيرعـادي
عمليات واحد تجاري معرفي كرد: ۱ .دستكاري فروش، ۲ .كاهش هزينههاي اختياري و ۳ .توليـد
بيش از حد يا افزايش توليد براي كاهش بهاي تمام شدة كالاي فروش رفتـه. بنـابراين مـديريت
سود واقعي برابر است با حاصل جمع اندازهگيري سطح جريان نقد عملياتي غيرعادي، هزينههـاي
توليد غيرعادي و هزينههاي اختياري غيرعادي در سال انجام مديريت سود. با استفاده از رابطة ۷
جريان نقد عملياتي واقعي به بخشهاي عادي (مورد انتظار) و غيرعـادي (غيرمنتظـره) تفكيـك
شدند:
௧ܱ௜ܨܥ رابطة ۷ (
ܣ,௜௧ିଵ
= ܽଵ۱
ܣ,௜௧ିଵ
+
ܽଶ݈ܵܽ݁ݏ௜௧
ܣ,௜௧ିଵ
+
ܽଷ∆݈ܵܽ݁ݏ௜௧
ܣ,௜௧ିଵ
௧௜ߝ +
در اين رابطه، ܱܨܥ جريـان نقـد عمليـاتي شـركت ݅ در پايـان سـال ݐ را نشـان مـيدهـد.
استراتژيهاي افزايش درآمد از طريق توليد بيش از حـد و كـاهش هزينـههـاي اختيـاري ماننـد
هزينههاي تحقيق و توسعه و هزينههاي بازاريابي، به مشاهدة غيرعادي افزايش مخـارج توليـد و
كاهش غيرعادي هزينههاي اختياري با توجه به فروش منجر ميشود. بهمنظـور تجزيـة مخـارج
واقعي توليد و هزينههاي اختيـاري، بـه بخـش نرمـال (منتظـره) و غيـر نرمـال (غيرمنتظـره)، از
رابطههاي ۸ و ۹ استفاده شده است:
௧݀௜݋ݎܲ رابطة ۸(
ܣ,௜௧ିଵ
= ܽଵ
ܣ,௜௧ିଵ
+
ܽଶ݈ܵܽ݁ݏ௜௧
ܣ,௜௧ିଵ
+
ܽଷ∆݈ܵܽ݁ݏ௜௧
ܣ,௜௧ିଵ
+
ܽସ∆݈ܵܽ݁ݏ,௜௧ିଵ
ܣ,௜௧ିଵ
௧௜ߝ +
௧௜ܧܿݏ݅ܦ رابطة ۹ (
ܣ,௜௧ିଵ
= ܽଵ
ܣ,௜௧ିଵ
+
ܽଶ݈ܵܽ݁ݏ,௜௧ିଵ
ܣ,௜௧ିଵ
௧௜ߝ +
۵۴۰ ــــــــــــــــــــــــ رابطة قابليت مقايسة حسابداري با مديريت سود واقعي و تعهدي
در اين رابطهها، ݀݋ݎܲ نشاندهندة هزينههاي توليد است كه از حاصل جمع بهاي تمام شده
كالاي فروش رفته و تغيير در موجودي كالا بهدست ميآيد. ܧܿݏ݅ܦ معرف هزينههاي اختيـاري
يا همان هزينههاي اداري، عمومي و فروش است. جريـان نقـد عمليـاتي غيرعـادي (ܱܨܥܾܣ)،
توليد غيرعادي (݀݋ݎܾܲܣ) و هزينههاي اختياري غيرعادي (ܧܿݏ݅ܦܾܣ) از طريق تفـاوت بـين
ارزشهاي واقعي متغير مد نظر كه با توجه به داراييهاي دوره قبل بيمقياس شده است و سـطح
نرمال آنها، بهدست آمدند. اين سه متغير، شاخصهاي اصلي مديريت سود واقعي هسـتند كـه در
تحليلهاي اين پژوهش استفاده شدهاند. ممكن اسـت شـركتي از تمـام يـا تعـدادي از ايـن سـه
استراتژي بيانشده استفاده كند تا درآمد دورة خود را افزايش دهد. بهمنظور سنجش مديريت سود
واقعي از رابطة ۱۰ استفاده خواهد شد كه در آن ܯܧܴܾܣ معرف مديريت سود واقعي (يا همـان
ܯܧܴ) و نشاندهندة معيار اصلي مديريت سود واقعي است.
رابطة ۱۰ܿ (ݏ݅ܦܾܣ(۱݀ + (−݋ݎܾܲܣ + ܱܨܥܾܣ(۱ = (−ܯܧܴܾܣ
مدل آزمون فرضيههاي پژوهش
بهمنظور آزمون فرضيههاي ۱ و ۲ پژوهش، از رگرسيون زير استفاده شده است (سون، ۲۰۱۶ 🙁
ܯܧ௜௧ = ܽ଴ + ܽଵܯ۴ − ݋ܥ݉ܣ݌ܿܿݐ௜௧ + ܽଶܵ݅ݖ௜݁௧ + ܽଷܯܤ௜௧ (۱۱ رابطة
+ ܽସܴܱܣ௜௧ + ܽହܧܮ௜ܸ௧ + ܽ଺ܩܫܤ۴௜௧
௧௜ݏݏ݋ܮଽ + ܽ௧௜ݏ݈݁ܽܵ݀ݐ଼ܵܽ + ௧௜ܣܱܨܥ଻ܽ +
+ ܽଵ଴ܴܧ௜ܶ௧ + ܽଵଵܫ௜ܶܵܰ௧ + ܽଵଶܱܹܰ௜௧
௜ܦܰܫ௜ܽ෍+

+෍ܽ௧ܻܣܧܴ௧

௧௜ߝ +
در اين رابطه، ܯܧ نشاندهندة مديريت سود (واقعي يا تعهدي) است. برآورد مقادير مربوط به
هر دو روش مديريت سود واقعي و تعهدي، بهصورت مقطعي و به تفكيك صـنايع در هـر سـال،
انجام شده است. بهمنظور بررسي اثر قابليت مقايسة حسابداري بر مديريت سود و حذف آثار ساير
متغيرهاي مرتبط بر آن، مطابق با پژوهش سون (۲۰۱۶ (از متغيرهاي كنترلي زير استفاده شد:
در رابطة ۱۱݁ ،ݖ݅ܵ بيانكنندة لگاريتم طبيعي ارزش بازار حقوق صاحبان سهام و ܯܤ نسبت
ارزش دفتري به بازار براي سهام عادي است. ܣܱܴ تقسيم سود بر جمع داراييهـاي دورة قبـل؛
ܸܧܮ اهرم (تقسيم كل بدهيها بر كل داراييها)؛ ۴݅݃ܤ متغير ساختگي حسابرسان بزرگ (براي
شركتهايي كه توسط مؤسسههاي بزرگ حسابرسي ميشوند، ۱ در نظر گرفته مـيشـود) اسـت.
ا ୀر ری ਉی
و ، دورة ۲۴ ،شمارة ۴ ،زمستان ۱۳۹۶ ـــــــــــــــــــــــــــــ ۵۴۱ ࣹساਉୀ୓ ی ی ࣹسا঴د
همچنين ܣܱܨܥ جريان نقد عملياتي تقسيم بر جمـع دارايـيهـاي يـك دورة قبـل؛ ݈݁ܽݏ݀ݐݏ
انحراف استاندارد فروش تقسيم بر جمع كل دارايـيهـا بـراي پـنج سـال گذشـته؛ ݏݏ݋ܮ متغيـر
ساختگي زيان (اگر شركت در طول سال زيان گزارش كرده باشد برابر بـا ۱ اسـت)؛ ܶܧܴ بـازده
سالانه براي سال جاري؛ ܶܵܰܫ نسبت مالكيت نهادي شـركت (نسـبت تعـداد سـهام عـادي در
دست سهامداران نهادي به كل سهام عادي در دست سهامداران)؛ ܹܱܰ نسبت مالكيت مديران
شركت (نسبت تعداد سهام عـادي در دسـت مـديران شـركت بـه كـل سـهام عـادي در دسـت
سهامداران)؛ ܦܰܫ متغير ساختگي صنعت و ܴܣܧܻ متغير ساختگي سال است.
براساس ادبيات پژوهشهاي گذشته، نسبت ارزش دفتري بـه ارزش بـازار، نسـبت اهرمـي و
درصد سهام مديريتي با مديريت سود تعهدي رابطة مثبت دارند و نوسان فروش با مديريت سـود
تعهدي، رابطه منفي برقرار ميكند (فرانكل، جانسون و نلسون، ۲۰۰۲؛ آشباغ، لافاند، و ماي هي،
۲۰۰۳ و هاو، هو، هاوانگ، وو، ۲۰۰۴ .(همچنين اقلام تعهدي اختياري با بازده دارايـيهـا رابطـة
مثبت و با جريان نقد رابطة منفي دارد (كازنيك، ۱۹۹۹؛ كوتـاري، لئـون، واسـلي، ۲۰۰۵ و دچـو،
كوتاري، واتس، ۱۹۹۸ .(بين مديريت سود واقعي با اندازة شركت و زيان آن، رابطة منفي گـزارش
شده است. همچنين، هرچه روشهاي نظارتي بر يك شركت قويتر باشد، براي مثال از خـدمات
مؤسسههاي حسابرسي بزرگ استفاده شود يا سهامدار نهادي وجود داشته باشد، انتظار ميرود كه
مديريت سود واقعي نيز كاهش پيدا كند (سون، ۲۰۱۶٫(
سه متغير اقلام تعهدي اختياري (ܥܣܦ)، مديريت سود واقعـي (ܯܧܴܾܣ) و سـطح قابليـت
مقايسة حسابداري شركت (ݐܿܿܣ݌݉݋ܥ − ۴ܯ)، نشاندهندة قابليت مقايسة حسـابداري يـك
شركت با شركتهاي ديگر در يك صنعت است. بهمنظور محصـور كـردن اثـر افـزايش قابليـت
مقايسة حسابداري در مديريت سود شركت از طريق اثر ساير متغيرها، متغيرهاي كنترلي رايـج در
مطالعات گذشته، به مدل اضافه شده است.
يافتههاي پژوهش
آمار توصيفي
پس از جمعآوري دادهها و محاسبة متغيرهاي پژوهش، پارامترهاي توصيفي هر متغير بـهصـورت
جداگانه محاسبه شدند كه در جدول ۱ نشان داده شده است. با توجه به اين كه ميـانگين و ميانـة
متغيرها، بهخصوص متغير وابسته، نزديك به هم هستند و داراي انحراف معيار بوده و تغييرپذيرند،
مـيتـوان از آنهـا در مـدل رگرسـيوني اسـتفاده كـرد. بـهمنظـور رفـع ناهمسـاني واريـانس و
خودهمبستگي، در اين پژوهش از رگرسيون پرايس وينستون استفاده شده است.
۵۴۲ ــــــــــــــــــــــــ رابطة قابليت مقايسة حسابداري با مديريت سود واقعي و تعهدي
جدول ۱ .آمار توصيفي متغيرهاي پژوهش
نام متغير عنوان متغير
شاخصهاي
شاخصهاي شاخصهاي پراكندگي مركزي
شكل توزيع
انحراف ميانگين ميانه
حداكثر حداقل كشيدگي چولگي معيار
-۶/۴۵۲ ۴۹/۷۱۶ -۰/۸۴ ۰ ۰/۰۸۴ -۰/۰۲۸ -۰/۰۴۹ M4_CompAcct مقايسه قابليت سطح
-۰/۰۰۳ ۲/۸۸۳ -۰/۶۵ ۰/۹۳ ۰/۱۵۶ ۰/۰۰ -۰/۰۰۲۸ DAC اختياري تعهدي اقلام
۱/۹۷۵ ۷/۹۸۵ -۱/۱۶ ۵/۳۳ ۰/۵۶۷ ۰/۴۹۹۴ ۰/۵۹۴۳ REM واقعي سود مديريت
۰/۱۹۷ ۰/۰۱ ۹/۵۷ ۱۷/۸۱ ۱/۴ ۱۳/۴۳ ۱۳/۴۲ Size شركت اندازة
-۱/۴۰۹ ۲۷/۷۳۳ -۵/۵۶ ۲/۴ ۰/۵۱ ۰/۴۳۶۳ ۰/۵۵۲۸ BM بازار به دفتري ارزش
۱/۲۸۵ ۴/۲۳۱ -۰/۵۲ ۱/۲۲ ۰/۱۸ ۰/۱۲۱ ۰/۱۵۲ ROA قبل دورة دارايي به سود
-۰/۴۴۶ ۰/۰۱۲ ۰ ۰/۹۵ ۰/۱۷ ۰/۶۳۷ ۰/۶۲۱۱ LEV اهرم
-۰/۴۵۲ -۱/۸ ۰ ۱ ۰/۴۹ ۱ ۰/۶۱ Audit Quality حسابرسي كيفيت
جريان نقد به دارايي
قبل دورة ۰/۷۶۶ ۲/۰۶۲ -۰/۵۳ ۰/۷۸ ۰/۱۶۸۱ ۰/۱۱۸۷ ۰/۱۴۴۴ CFOA
۱/۸۴ ۸/۱۴ ۰/۰۶۹ ۱/۵۲ ۰/۲۵ ۰/۳۲۸ ۰/۳۸۹۷ StdSales فروش استاندارد انحراف
۲/۵۴۲ ۴/۴۷۴ ۰ ۱ ۰/۳۱ ۰/۰۰ ۰/۱۰۷۳ Loss زيان
۳/۷۷۱ ۲۱/۹۵۶ -۱ ۸/۱ ۰/۸۹۱۱۸ ۰/۰۶۲۲ ۰/۲۸۲۳ RET سالانه بازدهي
۰/۱۲۸ -۱/۵۳۷ ۰ ۰/۹۹ ۰/۳۴۲۷ ۰/۴ ۰/۴۴۷۶ INST نهادي سهامدار
-۱/۳۰۳ ۲/۸۹۲ ۰ ۰/۹۹ ۰/۱۵۵ ۰/۷۸۲۷ ۰/۷۵۷۲ OWN مديريتي سهامدار

آزمون فرضية اول
فرضية اول پژوهش بيان ميكند كه در صورت ثابت بودن ساير شرايط، هرچـه ميـزان مـديريت
سود با استفاده از اقلام تعهدي در يك شركت كمتر باشد، سيستم حسابداري آن شـركت ارقـامي
توليد ميكند كه قابليت مقايسة بيشتري با ارقام حسابداري ساير شركتها دارد. با توجه به نتـايج
بــرآورد مــدل پــژوهش و نيــز ســطح معنــاداري بــيش از ۵ درصــد متغيــر قابليــت مقايســه
(ݐܿܿܣ݌݉݋ܥ_۴ܯ)، ميتوان نتيجه گرفت كه بين قابليت مقايسة ارقام حسابداري شركتهـا و
مديريت سود تعهدي آنها رابطة معناداري وجود ندارد.
ا ୀر ری ਉی
و ، دورة ۲۴ ،شمارة ۴ ،زمستان ۱۳۹۶ ـــــــــــــــــــــــــــــ ۵۴۳ ࣹساਉୀ୓ ی ی ࣹسا঴د
جدول ۲ .نتايج آزمون فرضية اول پژوهش
خطاي نام متغير نماد ضريب
استاندارد
سطح آمارة Z
معناداري
۰/۳۶۷ -۰/۹ ۰/۰۲۲ -۰/۰۲ M4_CompAcct مقايسه قابليت سطح
۰/۷۳۸ -۰/۳۳ ۰/۰۰۲۷ -۰/۰۰۰۸۸ Size شركت اندازة
۰/۰۰۱ -۳/۲۶ ۰/۰۰۷۶ -۰/۰۲۵ BM بازار به دفتري ارزش
۰/۰۰۰ ۷/۶۹ ۰/۰۳۵ ۰/۲۷ ROA قبل دورة دارايي به سود
۰/۰۵۹ -۱/۸۹ ۰/۰۱۸ -۰/۰۳۴ LEV اهرم
۰/۷۶ ۰/۳ ۰/۰۰۵۶ ۰/۰۰۱۷ Big4 حسابرسي كيفيت
جريان نقد به دارايـي دورة
قبل ۰/۰۰۰ -۱۵/۳۱ ۰/۰۳۶ -۰/۵۵۹ CFOA
۰/۰۱۷ -۲/۳۹ ۰/۰۰۹۷ -۰/۰۲۳ StdSales فروش استاندارد انحراف
۰/۴۷ ۰/۷۲ ۰/۰۱۱ ۰/۰۰۸ Loss زيان
۰/۵۴۴ -۰/۶۱ ۰/۰۰۴ -۰/۰۰۲۷ RET سالانه بازدهي
۰/۰۱۷ ۲/۳۹ ۰/۰۰۹۳ ۰/۰۲۲ INST نهادي سهامدار
۰/۰۷ ۱/۸۱ ۰/۰۱۸ ۰/۰۳۳ OWN مديريتي سهامدار
IND اثر ثابت صنعت كنترل شده است.
YEAR اثر ثابت سال كنترل شده است.

با توجه به يافتههاي پژوهش كه در جدول ۲ ارائه شده است، ضرايب برآورد شدة متغيرهـاي
سود به دارايـي دورة قبـل (ܣܱܴ)، انحـراف اسـتاندارد فـروش (݈݁ܽܵ݀ݐܵ) و سـهامدار نهـادي
(ܶܵܰܫ)، بهترتيب ۲۷/۰ ،۰۲۳/۰ و ۲۲/۰ بهدست آمده و سطح معناداري اين متغيرها، كمتر از ۵
درصد است. از اين رو ميتوان نتيجه گرفـت كـه بـين ايـن متغيرهـا و مـديريت سـود تعهـدي
شركتها، رابطة مثبت و معناداري وجود دارد. همچنين بين ارزش دفتري به بازار (ܯܤ)، جريـان
نقد به دارايي دورة قبل (ܣܱܨܥ) با مديريت سود تعهدي نيز رابطة منفي و معناداري وجود دارد.
آزمون فرضية دوم
فرضية دوم پژوهش بيان ميكند كه در صورت ثابت بودن ساير شرايط، هرچـه ميـزان مـديريت
سود با استفاده از اقلام واقعي در شركت بيشتر باشد، سيسـتم حسـابداري آن شـركت ارقـامي را
توليد ميكند كه قابليت مقايسة بيشتري با ارقام حسابداري ساير شركتها دارد. با توجه به نتـايج
برآورد مدل پژوهش، سطح معناداري بـرآورد شـدة متغيـر قابليـت مقايسـه (ݐܿܿܣ݌݉݋ܥ_۴ܯ)
۵۴۴ ــــــــــــــــــــــــ رابطة قابليت مقايسة حسابداري با مديريت سود واقعي و تعهدي
۲۵/۰ بهدست آمده كه بيشتر از ۵ درصـد اسـت و نشـان مـيدهـد بـين قابليـت مقايسـة ارقـام
حسابداري شركتها و مديريت سود واقعي آنها رابطة معناداري وجود ندارد.
با توجه به نتايج پژوهش كه در جدول ۳ ارائـه شـده اسـت، ضـريب متغيـر جريـان نقـد بـه
داراييهاي دورة قبل، ۷۱/۰ -بهدست آمده و سطح معناداري آن، كمتـر از ۰۵/۰ اسـت، بـه ايـن
ترتيب بين متغير ياد شده و مديريت سود واقعي در نمونة مورد بررسي، رابطة منفـي و معنـاداري
وجود دارد. همچنين با توجه به اين كه ضريب متغير زيان (ܱܵܵܮ) ۰۸/۰ بهدست آمده و سـطح
معناداري آن كمتر از ۰۵/۰ است، بين متغير يـاد شـده و مـديريت سـود واقعـي، رابطـة مثبـت و
معناداري برقرار است.
جدول ۳ .نتايج آزمون فرضية اول پژوهش
نام متغير نماد ضريب خطاي استاندارد آمارة Z سطح معناداري
۰/۲۵ ۱/۱۶ ۰/۰۹۵ ۰/۱۱ M4_CompAcct مقايسه قابليت سطح
۰/۲۸ -۱/۰۹ ۰/۰۰۶۶ -۰/۰۰۷ Size شركت اندازة
۰/۱۵ ۱/۴۳ ۰/۰۲۲ ۰/۰۳۳ BM بازار به دفتري ارزش
۰/۸۶ ۰/۱۷ ۰/۰۶۷ ۰/۰۱۱ ROA قبل دورة دارايي به سود
۰/۵۷ -۰/۵۷ ۰/۰۵۶ -۰/۰۳ LEV اهرم
۰/۶۱ ۰/۵۱ ۰/۰۱۳ ۰/۰۰۶۶ Big4 حسابرسي كيفيت
۰/۰۰ -۱۴/۱۷ ۰/۰۵ -۰/۷۱ CFOA قبل دورة دارايي به نقد جريان
۰/۸۳ -۰/۲۱ ۰/۰۲۴ -۰/۰۰۵ StdSales فروش استاندارد انحراف
۰/۰۰۳ ۲/۹۴ ۰/۰۲۸ ۰/۰۸ Loss زيان
۰/۵۴ -۰/۶۱ ۰/۰۰۹۶ -۰/۰۰۵۹ RET سالانه بازدهي
۰/۴۲ ۰/۸ ۰/۰۲۲ ۰/۰۱۷ INST نهادي سهامدار
۰/۲۰ -۱/۲۸ ۰/۰۵ -۰/۰۶۳ OWN مديريتي سهامدار
IND اثر ثابت صنعت كنترل شده است.
YEAR اثر ثابت سال كنترل شده است.
نتيجهگيري و پيشنهادها
در پژوهش حاضر رابطة بين قابليت مقايسة حسابداري و انتخاب روشهاي مديريت سود (تعهدي
و واقعي) بررسي شده است. قابليت مقايسه، يكي از ويژگيهاي مهم اطلاعات حسابداري گزارش
ا ୀر ری ਉی
و ، دورة ۲۴ ،شمارة ۴ ،زمستان ۱۳۹۶ ـــــــــــــــــــــــــــــ ۵۴۵ ࣹساਉୀ୓ ی ی ࣹسا঴د
شده است. مديريت سود تعهدي يكي از عوامل بالقوهاي است كه ميتواند موجب كاهش قابليـت
مقايسة ارقام حسابداري شركتها شود. بهطور كلي مـديريت سـود از دو راه امكـانپـذير اسـت:
مديريت فعاليتهاي واقعي و مديريت اقلام تعهدي. در مديريت سود از طريـق دسـتكاري اقـلام
تعهدي اختياري، مديران بايد رويههاي حسابداري متفاوتي انتخاب كننـد كـه در ظـاهر، قابليـت
مقايسة ارقام حسابداري را مخدوش ميكند، اما چنانچه مديران از روش مديريت سود بـر مبنـاي
اقلام واقعي استفاده كنند، در حقيقت مديريت سود انجام دادهاند، بدون اين كه نيـازي بـه تغييـر
روش حسابداري داشته باشند. به اين ترتيب، انتظار ميرود در شرايطي كه مديران بهدنبال حفـظ
منافع حاصل از ويژگي قابليت مقايسة اطلاعات حسابداري براي شـركت خـود هسـتند، كمتـر از
مديريت سود بر مبناي اقلام تعهدي اختياري استفاده كنند و بهعنوان رويكرد جايگزين، بيشتر به
سمت استفاده از مديريت سود بر مبناي اقلام واقعي گرايش پيدا كنند.
در بسياري از پژوهشهاي گذشته ويژگي قابليـت مقايسـه بـا توجـه بـه وروديهـاي نظـام
حسابداري مانند استانداردهاي حسابداري، رويههاي حسابداري و غيره سنجيده شده است، بـراي
مثال ميتوان به پژوهشهاي بارث و همكاران (۲۰۰۸ ،(لانگ و همكـاران (۲۰۱۰ (و ديفانـد و
همكاران (۲۰۱۱ (اشاره كرد. يكي از نكات با اهميت كه در برخي از اين پژوهشها مغفول مانده،
اين است كه فقط كاربرد وروديهاي مشـابه، تضـمينكننـدة بـالا بـودن قابليـت مقايسـة ارقـام
حسابداري توليد شده، نخواهد بود. پردازشهاي متفاوتي كه در سيستم حسابداري شركتهـا بـر
وروديهاي آنها انجام ميشود، مـيتوانـد مزيـت كـاربرد وروديهـاي مشـابه را از بـين ببـرد و
خروجيهاي متفاوتي را توليد كند. از اين رو، در پژوهش حاضر از مدل ديفرانكـو و همكـارانش
(۲۰۱۱ (بهمنظور بررسي ويژگي قابليت مقايسه استفاده شده است. اين مدل برمبناي خروجيهاي
نظام حسابداري تدوين شده است و از رابطة سود و بازدهي هر شركت بـهعنـوان معيـاري بـراي
تعيين ويژگي قابليت مقايسة آن استفاده ميكند.
نتايج آزمون فرضيههاي پژوهش كه در جدولهاي ۲ و ۳ ارائه شدهاند، نشان مـيدهـد بـين
ويژگي قابليت مقايسة ارقام حسابداري با مديريت سود تعهدي و نقـدي، رابطـة معنـاداري وجـود
ندارد. اين نتيجه با يافتههاي پژوهش سون (۲۰۱۶ (همراستا نيست. از اين رو و در راستاي بسـط
موضوع پژوهش، به پژوهشگران آينده توصيه ميشود تا حوزههاي زير را بررسي كنند.
در پژوهش حاضر ويژگي قابليت مقايسه با توجه به خروجيهاي سيستم حسابداري سـنجيده
شده است. توصيه ميشود در پژوهشهاي آتي، ويژگـي قابليـت مقايسـه بـا توجـه همزمـان بـه
وروديها و خروجيهاي نظام حسابداري شركتهـا سـنجيده شـود. در پـژوهش حاضـر ويژگـي
قابليت مقايسه، بهعنوان قابليت مقايسة ارقام حسابداري يك شركت بـا سـاير شـركتهـاي هـم
۵۴۶ ــــــــــــــــــــــــ رابطة قابليت مقايسة حسابداري با مديريت سود واقعي و تعهدي
صنعت تعريف شده است. پيشنهاد ميشود در پژوهشهاي آتي بهصورت همزمان قابليت مقايسة
ارقام حسابداري شركت با اطلاعات همان شركت در سالهاي گذشته و شركتهاي هم صـنعت
بررسي شود.
فهرست منابع
رحماني، ع.؛ رامشه، م. (۱۳۹۲ .(رابطة جايگزيني ميان مديريت سود مبتني بـر اقـلام تعهـدي و مـديريت
فعاليتهاي واقعي. فصلنامة بررسيهاي حسابداري و حسابرسي، ۲۰)۴ ،(۶۰-۳۹ .
رهنماي رودپشتي، ف.؛ وكيليفرد، ح. ر.؛ لك، ف. (۱۳۹۴ .(سبك حسابرس و قابليت مقايسه صورتهاي
مالي. فصلنامة علمي پژوهشي حسابداري مديريت، ۸) ۲۵ ،(۴۷ -۲۹ .
فروغي، د.؛ قاسمزاد، پ. (۱۳۹۴ .(تأثير قابليت مقايسة صورتهاي مالي بر ضريب واكنش سودهاي آتـي.
فصلنامة بررسيهاي حسابداري و حسابرسي، ۲۲)۴ ،(۵۰۰ -۴۷۹ .
فروغي، د.؛ قاسمزاد، پ. (۱۳۹۵ .(تأثير قابليت مقايسـة صـورتهـاي مـالي بـر همزمـاني قيمـت سـهام.
.۳۹ -۵۴ ،(۱)۸ ،مالي حسابداري پژوهشهاي
كاميابي، ي.؛ شهسواري، م.؛ سلماني، ر. (۱۳۹۵ .(بررسي تأثير مديريت سود تعهدي بر رابطة بين مديريت
واقعي سود و هزينة سرمايه. فصلنامة بررسيهاي حسابداري و حسابرسي، ۲۳)۱ ،(۳۸-۱۹ .
كرمي، غ.ر.؛ داوري نژاد مقدم، ا.؛ تحريري، آ. (۱۳۹۰ .(بررسي رابطة بين مديريت سود واقعـي و مـديريت
سود حسابداري بهمنظور هموارسازي سود در شركتهاي پذيرفتـه شـده در بـورس اوراق بهـادار
تهران. فصلنامة مطالعات تجربي حسابداري مالي، ۹)۳۱ ،(۷۶ -۶۱ .
مشايخي، ب.؛ حسينپور، ا.ح. (۱۳۹۵ .(بررسي رابطة بين مديريت سود واقعي و مديريت سـود تعهـدي در
شركتهاي مشكوك به تقلب بورس اوراق بهادار تهران. فصلنامة مطالعـات تجربـي حسـابداري
.۲۹ -۵۲ ،(۴۹)۱۲ ،مالي
مشايخي، ب.؛ عظيمي، ع. (۱۳۹۵ .(تأثير تواناييهاي مديريت بر رابطة بين مديريت سود واقعي و عملكرد
آتي شركت. فصلنامة بررسيهاي حسابداري و حسابرسي، ۲۳)۲ ،(۲۶۷-۲۵۳ .
مهرورز، ف.؛ مرفوع، م. (۱۳۹۵ .(رابطة بين قابليت مقايسة صورتهاي مالي با آگاهيبخشي قيمت سـهام
در خصوص سودهاي آتي. فصلنامة مطالعات تجربي حسابداري مالي، ۱۲)۴۹ ،(۱۱۰ -۸۳ .
نبات دوست، م. ح.؛ محمدزاده سالطه، ح. (۱۳۹۵ .(بررسي تـأثير كيفيـت حسابرسـي بـر قابليـت مقايسـة
صورتهاي مالي در شركتهاي پذيرفته شـده در بـورس تهـران. فصـلنامة دانـش حسابرسـي،
.۱۵۹ -۱۷۶ ،(۶۲)۱۶
ا ୀر ری ਉی
و ، دورة ۲۴ ،شمارة ۴ ،زمستان ۱۳۹۶ ـــــــــــــــــــــــــــــ ۵۴۷ ࣹساਉୀ୓ ی ی ࣹسا঴د
Ashbaugh, H., LaFond, R., Mayhew, B. (2003). Do non-audit services compromise
auditor independence? Further evidence. The Accounting Review, 78(3), 611–
۶۴۰٫
Barth, M. E., Landsman, W. R., Lang, M. H. & Williams, C. D. (2013). Effects on
Comparability and Capital Market Benefits Of voluntary Adoption of IFRS
By US Firms: Insights From Voluntary Adoption of IFRS by Non-US Firms.
Working Paper, Available at: http://www.ssrn.com.
Barth, M., Landsman, W., Lang, M. (2008). International accounting standards and
accounting quality. Journal of Accounting Research, 46(3), 467–۴۹۸٫
Chen, C.-W., Collins, D. W., Kravet, D.T. & Mergenthaler, R. (2013). Financial
statement comparability and the efficiency of acquisition decisions. Working
Paper, University of Iowa and University of Texas at Dallas. Available at:
http://ssrn.com/abstract=2169082.
Choi, J.-H., Choi, S., Myers, L. & Ziebart, D. (2014). Financial Statement
Comparability and the Ability of Current Stock Returns to Reflect the
Information in Future Earnings, available at: http://ssrn.com/abstract=
۲۳۳۷۵۷۱٫
Cohen, D., Dey, A., Lys, T. (2008). Real and accrual-based earnings management in
the pre- and post-Sarbanes-Oxley periods. The Accounting Review, 83(3),
۷۵۷–۷۸۷٫
Cohen, D., Zarowin, P. (2010). Accrual-based and real earnings management
activities around seasoned equity offerings. Journal of Accounting and
Economics, 50(1), 2–۱۹٫
Cohen, D.A., Dey, A. & Lys, T.Z. (2008). Real and accrual-based earnings
management in the pre- and post-Sarbanes-Oxley periods. The Accounting
Review, 83(1), 757-787.
De Franco, G., Kothari, S., Verdi, R. (2011). The benefits of financial statement
comparability. Journal of Accounting Research, 49 (4), 895–۹۳۱٫
Dechow, P., Kothari, S., Watts, R. (1998). The relation between earnings and cash
flows. Journal of Accounting and Economics. 25, 133–۱۶۸٫
Dechow, P., Sloan, R., Sweeney, A. (1995). Detecting earnings management. The
Accounting Review, 70(2), 193–۲۲۵٫
DeFond, M., Hu, X., Hung, M., Li, S. (2011). The impact of mandatory IFRS
adoption on foreign mutual fund ownership: the role of comparability.
Journal of Accounting and Economics, 51(3), 240–۲۵۸٫
۵۴۸ ــــــــــــــــــــــــ رابطة قابليت مقايسة حسابداري با مديريت سود واقعي و تعهدي
Ewert, R., Wagenhofer, A. (2005). Economic effects of tightening accounting
standards to restrict earnings management. The Accounting Review, 80(4),
۱۱۰۱–۱۱۲۴٫
Foroughi, D. & Ghasemzad, P. (2015). The Effect of Financial Statement
Comparability on Future Earnings Response Coefficients. The Iranian
Accounting and Auditing Review, 22 (4), 479-500. (in Persian)
Foroughi, D. & Ghasemzad, P. (2016). The Effect of Financial Statements
Comparability on Stock Price Synchronicity. Financial Accounting
Researches, 8 (1), 39-54. (in Persian)
Frankel, R., Johnson, M., Nelson, K. (2002). The relation between auditors’ fees for
non-audit services and earnings quality. The Accounting Review, 77(1), 77–
۱۰۴٫
Haw, I., Hu, B., Hwang, L., Wu, W. (2004). Ultimate ownership, income
management, and legal and extra-legal institutions. Journal of Accounting
Research, 42(2), 423–۴۶۲٫
Kamyabi, Y., Shahsavari, M., Salmani, R. (2016). The Study of the Accrual
Earnings Management efffect on the relationship between Real Earnings
Management and Cost of capital. The Iranian Accounting and Auditing
Review, 23 (1), 19-38. (in Persian)
Karami, G. R., Davarinezhad, A., Tahriri, A. (2011). Investigation of the Relation
between Real Earnings Management and Accounting Earnings Management
in the Tehran Stock Exchange: Income Smoothing Perspective. Empirical
studies in financial accounting, 9 (31), 61-77. (in Persian)
Kasznik, R. (1999). On the association between voluntary disclosure and earnings
management. Journal of Accounting Research, 37(1), 57–۸۱٫
Kim, Y. & Li, S. (2010). Mandatory IFRS adoption and intra-industry information
transfer. Working Paper. Santa Clara University.
Kothari, S., Leone, A., Wasley, C. (2005). Performance matched discretionary
accrual measures. Journal of Accounting and Economics, 39(1), 163–۱۹۷٫
Lang, M., Maffett, M., Owens, E. (2010). Earnings comovement and accounting
comparability: The effects of mandatory IFRS adoption. Working Paper,
University of Rochester.
Leggett, D., Parsons, L. & Reitenga, A. (2009). Real Earnings Management and
Subsequent Operating Performance. Working paper. Available at:
http://ssrn.com/abstract=1466411.
ا ୀر ری ਉی
و ، دورة ۲۴ ،شمارة ۴ ،زمستان ۱۳۹۶ ـــــــــــــــــــــــــــــ ۵۴۹ ࣹساਉୀ୓ ی ی ࣹسا঴د
Mashayekhi, B. & Azimi, A. (2016). Influence of Manager’s Abilities on The
Relation Between Real Earning Management And Future Firm Performance.
The Iranian Accounting and Auditing Review, 23 (2), 253-267. (in Persian)
Mashayekhi, B. & Hosseinpour, A. H. (2015).The Relationship between Real
Earnings Management and Accrual Earnings Management in Companies
Suspected of Fraud Listed in Tehran Stock Exchange. Empirical studies in
financial accounting, 12 (49), 29-52. (in Persian)
Matsuura, S. (2008). On the relation between real earnings management and
accounting earnings management: Income smoothing perspective, Journal of
International Business Research, 7(3), 63-82.
Mehrvarz, F. & Marfou, M. (2016). The Relationship between Financial Statements
Comparability with Stock Price in Formativeness about Future Earnings.
Empirical studies in financial accounting, 12 (49), 83-110. (in Persian)
Mergenthaler, R.D., Chen, C.W., Collins, D.W. & Kravet, T. (2014). Financial
Statement Comparability and the Efficiency of Acquisition Decisions.
Financial Accounting and Reporting Section Midyear Meeting, Houston,
Texas, January 10.
Nabat Doost, M. H. & Mohammadzade Salte, H. (2016). The effect of audit quality
on financial statement comparability in Tehran stock exchange companies.
Journal of audit science, 16 (62), 159-176. (in Persian)
Nakashima, M., Ziebart, D. (2015). Did Japanese- sox have an impact on earnings
management and earnings quality? Managerial Auditing Journal, 30 (4/5),
۴۸۲-۵۱۰٫
Rahmani, A. & Rameshe, M. (2013). Trade-off between Accrual-based Earnings
Management and Real Activities Manipulation. The Iranian Accounting and
Auditing Review, 20 (4), 39-60. (in Persian)
Rahnama Roodposhti, F., Vakilifard, H. R., Lak, F. (2015). Auditor style and
comparability of financial statements. Management accounting, 8 (25), 29-
۴۷٫ (in Persian)
Roychowdhury, S. (2006). Earnings management through real activities
manipulation. Journal of Accounting and Economics, 42(3), 335-370.
Sanjaya, P.S. & Saragih, M.F. (2012). The Effect of Real Activities Manipulation on
Accrual Earnings Management: The Case in Indonesia Stock Exchange
(IDX). Journal of Modern Accounting and Auditing, 8(9), 1291-1300.
۵۵۰ ــــــــــــــــــــــــ رابطة قابليت مقايسة حسابداري با مديريت سود واقعي و تعهدي
Sohn, B. C. (2016). The effect of accounting comparability on the accrual-based and
real earnings management. Journal of Accounting and Public Policy, 35(5),
۵۱۳–۵۳۹٫
Wang, C. (2014). Accounting Standards Harmonization and Financial Statement
Comparability: Evidence from Transnational Information Transfer. Journal
of Accounting Research, 52(4), 955-992.

(Visited 1 times, 1 visits today)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code